چگونگی تسلط شیطان بر ذهن و رهایی از آن

رهایی ذهن

انسان برای این‌که بتواند همواره در مسیر هدایت گام بردارد باید ذهنش همیشه به خدا مشغول باشد تا بدین شکل توفیق پیدا کند در تمامی امورات زندگی‌اش نظرات خداوند را پیاده نماید. اما شیطان که دشمن قسم‌خورده انسان‌هاست تمام تلاشش را می‌کند تا این مهم محقق نگردد و همواره بر ذهن او مسلط باشد و آن را با یاد غیرخدا مشغول سازد.

شیطان برای رسیدن به این هدف از ابزارهای گوناگونی استفاده می‌کنداز جمله لقمه حرام، عدم رعایت حدوحدود الهی در حلال خدا، لقمه شبهه، گناهان درونی و عدم شناخت و معرفت انسان نسبت به خود و خداوند. در ادامه به تک‌تک این موارد پرداخته و در آخر هر مورد راهکار رهایی از سلطه شیطان ارائه می‌گردد.

۱-لقمه حرام

یکی از مهم‌ترین ابزاری که شیطان می‌تواند بوسیله آن بر انسان تسلط کامل پیدا کند لقمه حرام است؛ چراکه اگر شاکله انسان از حرام شکل گرفته باشد ذهن او نیز مملو از افکار حرام می‌شود که در این صورت شیطان اجازه پیدا می‌کند بر چنین انسانی مسلط شود. تسلط شیطان بر انسان مساوی است با عبد شیطان شدن. کسی که ذهنش مملو از حرام شده، تمام اعضای بدنش برای شیطان کار می‌کند و سپس وسیله‌ای می‌شود برای نابودی خود و دیگران.

پاک کردن شاکله، راهکار رهایی از سلطه شیطان

انسانی که شاکله‌اش از حرام شکل گرفته تا زمانی که شاکله‌اش پاک نشود نمی‌تواند خود را از چنگال شیطان نجات دهد؛ چراکه اعضای حرام با حرام سنخیت دارد و چنین انسانی دوست دارد بیشتر حرام ببیند، حرام بشنود و حرام بگوید و تا زمانی که شاکله‌اش پاک نشده اوضاع به همین منوال است. پس به همین خاطر است که خیلی‌ها نمی‌توانند در تمام زمینه‌ها به درجه‌ی پاکی برسند. برای پاک کردن شاکله ابتدا لازم است مسائل شرعی (خمس، زکات، نمازقضا، روزه قضا، کفاره، ردّ مظالم، حق‌الناس و…) را حل‌و‌فصل کند؛ چراکه در غیر این‌صورت هیچ موعظه و اقدامی روی انسان تأثیر نخواهد گذاشت. سپس با روزه گرفتن و نخوردن حتی یک لقمه حرام و همچنین توسل مداوم به اهل‌بیت (ع) شاکله را پاک نماید. هر مقدار از شاکله جسمانی انسان که پاک شود به همان میزان کنترل او بر اعضای بدنش بیشتر می‌شود یعنی به راحتی می‌تواند چشمش،گوشش، زبانش و … را از حرام دور کند و بهتر حرف حق را بپذیرد.

۲- عدم رعایت حدوحدود الهی در حلال خداوند

دومین ابزاری که شیطان از طریق آن می‌تواند بر ذهن انسان مسلط شود، رعایت نکردن حدوحدود الهی در حلال خداست؛ چراکه رعایت نکردن حدوحدود الهی انسان را تجاوزگر و ظالم به خود می‌کند و به این خاطر باز شیطان اجازه پیدا می کند بر ذهن انسان مسلط شود و آن را مدیریت نماید.

جهاد با نفس، راهکار رهایی از سلطه شیطان

عدم رعایت انسان در حلال خدا برمی‌گردد به همان امیال نفسانی که بر اثر قوی شدن بعد حیوانی و تسلط آن بر بعد ملکوتی باعث شده میل انسان برای تأمین نیاز مادی‌اش طغیان کند و انسان در حلال خدا دچار افراط شود که خود گناهی بزرگ است. از این روست که شیطان قدرت پیدا می‌کند در ذهن مقدمه گناه را فراهم نماید و انسان را به گناه بیندازد. پس انسان باید ابتدا با افکار بیهوده و گناه در ذهنش مخالفت کند؛ چراکه اگر با این افکار که همانند امواج متلاطم، کشتی ذهنش را در هم می‌کوبند مخالفت نکند کشتی ذهنش در افکار گناه غرق می‌شود‌. این‌که می‌گویند شیطان شریک نفس است به این خاطر است که باید ابتدا نفس انسان طغیان کند تا شیطان بتواند از این فرصت استفاده نموده و بر انسان مسلط شود. پس به این خاطر است که جهاد با نفس را واجب کرده‌اند؛ چراکه بدون جهاد اکبر کسی نمی‌تواند به درجه تقوا (ترک گناه) و اخلاص برسد.

۳- لقمه شبهه

ابزار سومی که باعث تسلط شیطان بر ذهن انسان می‌شود، لقمه شبهه می‌باشد که بعد از حلال کردن شاکله بوسیله‌ی روزه گرفتن و توسل به اهل‌بیت (ع) و کنترل نفس بوسیله‌ی مخالفت جانانه، شیطان با استفاده از این حربه (لقمه شبهه) سعی می‌کند به ذهن انسان نفوذ کند تا بدین شکل انسان در وضعیت‌های گوناگون از خدا غافل گردد.

مراقبت تیزبینانه از لقمه‌های شبهه‌ناک، راهکار رهایی از سلطه شیطان

پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند:
«حلالی روشن وجود دارد و حرامی روشن و در این میان اموری است مشتبه و مبهم؛ پس هرکه شبهات را رها کند از حرام‌ها نجات می‌یابد و هرکه شبهات را بگیرد، مرتکب حرام‌ها می‌شود و ندانسته به هلاکت درافتد.»
(منتخب میزان‌الحکمه، ح ۳۲۱۳، ص ۲۹۱)
از این‌رو بسیاری از علما برای بهتر رعایت کردن و رهایی از لقمه شبهه هر خریدی که از بیرون می‌کردند پول خمسش را کنار می‌گذاشتند. اگر کسی بتواند این‌چنین عمل کند قطعاً ذهنش به سرعت پیرو خداوند می‌شود. در خصوص لقمه شبهه، شیطان بوسیله ایادی‌اش خیلی تلاش می‌کند به کسی که اهل رعایت است لقمه‌ای شبهه بخوراند تا بتواند بدین شکل بر ذهن او مسلط شود.

۴- گناهان درونی انسان

چهارمین ابزاری که شیطان بوسیله آن می‌تواند بر ذهن انسان مسلط شود،گناهان درونی انسان از جمله کبر، ریا، غرور، طمع، حرص، حسد، بخل، کینه و… می‌باشد. انسان هر کدام از این موارد را با خود به همراه داشته باشد و با آن‌ها مبارزه نکند مسلماً به هنگام قرار گرفتن در وضعیت‌های گوناگون، ذهن او توسط شیطان مشغول خواهد شد. گناهان درونی بهترین خوراک شیطان برای تسلط بر ذهن انسان می‌باشند، چه بسا در وضعیتی انسان به خاطر حسد ذهنش مشغول ماجرایی شود که ساعت‌ها و روزها با آن مشغول باشد. تنها داشتن یکی از موارد گناهان درونی کافی است برای اینکه انسان در ذهن خود عبد شیطان شود چه رسد به این‌که چندین مورد از آن‌ها را با هم داشته باشد.

ترک گناه، راهکار رهایی از سلطه شیطان

ترک گناه یا همان رعایت تقوا مقدماتی دارد که بدون رعایت این مقدمات، گناه نکردن بسیار دشوار و گاهی ناممکن است. سعی انسان باید بر این باشد که مقدمات ترک گناه را رعایت نماید تا گرفتار گناه نشود. این مقدمات عبارتند از: ۱- مخالفت با نفس ۲- بی اعتنایی به شیطان ۳- نخوردن لقمه حرام و شبهه ۴- رعایت حدوحدود الهی در حلال خدا (خوردن،آشامیدن،خوابیدن) ۵- پاک نمودن شاکله جسمانی از حرام به وسیله روزه گرفتن و…

از آنجا که نفس قوی مایل نیست واجباتش را درست و مطابق دین انجام بدهد و زیر بار اطاعت برود و گناه در نظرش لذت دارد، پس مخالفت با نفس مهم‌ترین اقدامی است که باید صورت بگیرد؛ چراکه مخالفت با هوای نفس به انسان قدرت ترک گناه (رعایت تقوا) و انجام دقیق و صحیح امورات واجب را می دهد. به طور مثال دیدن بیهوده و غیرآموزنده‌ای که از نفس می‌باشد را باید ترک کند؛ چراکه همین بیهوده دیدن راهی برای نفوذ شیطان باز می‌کند و یا ترک موقت غذاهای لذیذ و خوشمزه؛ چراکه نفس انسان در خوارکی‌ها به دنبال لذت است و مدام می‌خواهد غذاهای لذیذ و خوشمزه بخورد و زیاده‌روی کند که برای کنترل نفس باید با تمام این موارد مخالفت نماید. در بحث دنیا نیز چون نفس مدام به دنبال لوکس کردن وسایل خانه است باید با آن مخالفت نمود؛ مثلاً می‌خواهد وسایل منزل را به‌روز و مدل‌دار کند؛ ماشین مدل بالا و پوشاک مد روز را می خواهد که اگر در این امور مداوت کند باعث غفلت انسان از آخرت شده و حبّ دنیا را قوی نموده و انسان را به انواع گناهان دچار می کند.

۵- عدم شناخت و معرفت نسبت به خود و خداوند

ابزار پنجمی که شیطان می‌تواند از طریق آن بر ذهن انسان مسلط شود جهل و نادانی و عدم شناخت و معرفت نسبت به خود و خداوند است. همین عدم علم و آگاهی از خدا و خلقت خود مهم‌ترین عامل بی‌ثباتی ذهنی می‌باشد. عدم شناخت و معرفت نسبت به خداوند یکتا باعث می‌شود در خیلی از وضعیت‌ها شیطان نگذارد انسان در ذهن به خداوند اعتماد، توکل و یقین داشته باشد و در راه رسیدن به او در برابر مشکلات صبر و استقامت کند و به قضاوقدر الهی راضی گردد. در نهایت اگر اوضاع به همین منوال پیش برود انسان دچار کم‌کاری، خستگی و یأس و ناامیدی می‌‌شود. در صورتی که این شناخت و معرفت است که انسان را به ملکوت اعلاء سوق می‌دهد. انسان باید نسبت به خودش شناخت و معرفت پیدا کند تا به ارزش واقعی خود پی ببرد و بتواند از امانت باارزشی که خداوند به او سپرده (روح) پاسداری کند و برایش هزینه بدهد؛ چراکه شیطان برای تسلط بر انسان سعی دارد او را موجودی بی‌ارزش جلوه دهد تا نتواند از این خود باارزش محافظت کند و بدین شکل او را به اسارت در آورد و زمانی که انسان را به اسارت در آورد ارزشش را به حیوان و یا پست‌تر از حیوان تنزل می دهد.

افزایش شناخت و معرفت، راهکار رهایی از سلطه شیطان

برای اینکه شناخت و معرفت انسان زیاد شود باید موانع شناخت را شناسایی کرد و بعد با آن‌ها مبارزه نمود. موانع اصلی شناخت خدا عبارتند از: ۱- شاکله حرام ۲- حل نکردن مسائل شرعی ۳- موافقت با نفس ۴- بی‌اعتنایی نکردن به شیطان ۵- حبّ دنیا را از دل بیرون نکردن ۶- با وجود جهل و نادانی به سراغ علم و دانش نرفتن ۷- رذائل اخلاقی را از بین نبردن ۸- از گناهان درونی و بیرونی پاک نشدن و … انسان عاقل راهی جز کسب شناخت و معرفت در عالم پر زرق‌و‌برق دنیا ندارد؛ چراکه نه دنیا و نه هیچ چیز دیگر نمی‌تواند انسان را زمین بزند جز عدم شناخت و معرفت نسبت به خداوند حکیم و اهل‌بیت (ع) و خود.

در آخر

کسی که بنده خداست وظیفه دارد نگذارد شیطان ذهنش را به غیرخدا مشغول کند؛ چراکه بدین شکل شیطان ذهن انسان را به اسارت می‌گیرد و دیگر نمی‌گذارد او در راستای اصلاح خود قدمی بردارد و هدایت شود. پس ذهن مرکز هدایت و گمراهی انسان می‌باشد. اگر با خدا همراه شد انسان هدایت می‌شود و بالعکس اگر با شیطان همراه شد انسان گمراه می شود؛ یعنی مشغول بودن با خدا یا شیطان در ذهن هر کدام اثرات خاص خود را دارد. اثراتی که مشغول شدن با شیطان در ذهن برگفتار و کردار انسان می‌گذارد عبارتند از:
۱- غافل شدن از خدا ۲- غافل شدن از عبادت و اطاعت ۳- غافل شدن از دائم‌الذکر بودن ۴- غافل شدن از محمل درست کردن ۵- غافل شدن از مراقبه و محاسبه ۶- غافل شدن از اخلاق اهل‌بیتی ۷- غافل شدن از آخرت ۸- غافل شدن از تقوا ۹- غافل شدن از اخلاص ۱۰- غافل شدن از در نظر گرفتن جوانب کار ۱۱- غافل شدن از استغفار و توبه ۱۲- رعایت نکردن حبّ و بغض نسبت به دوستان و دشمنان خدا ۱۳- دشمن شدن با خدا و اهل‌بیت (ع) و علما و …
واضح است اثرات مشغول شدن در ذهن با خدا بر گفتار و کردار انسان عکس موارد فوق بوده که توفیق پیدا کردن برای انجام همه آن‌ها می باشد. پس شایسته است ذهن و فکر انسان در تمام امورات زندگی به دنبال نظرات خدا باشد تا در نهایت روح انسان پاک و پرورش‌یافته از این دنیا خارج گردد.
امام صادق (ع) می‌فرمایند: «هر که براستى به یاد خدا باشد، فرمان‌بَر و هرکه از خدا غافل باشد، نافرمان است. طاعت، نشانه‌ی رهیافتگى است و معصیت، نشانه‌ی گمراهى و ریشه‌ی این دو، یاد خدا و غفلت است.»(بحار الانوار، ۳۳/۱۵۸/۹۳)


جهت دانلود نسخه PDF جزوه مورد نظر می‌توانید از دکمه زیر استفاده کنید:

دانلود – رهایی ذهن از تسلط شیطان

مطلب مرتبط:

چگونه کشتی ذهن را به ساحل امن الهی برسانیم؟


اشتراک گذاری مطلب:
Share on Facebook
Facebook
Email this to someone
email
Tweet about this on Twitter
Twitter
Pin on Pinterest
Pinterest
Share on LinkedIn
Linkedin

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 × پنج =

۴ دیدگاه‌

  1. ایرانی گفت:

    متشکرم، پیروز و موفق باشید

  2. ناشناس گفت:

    بسیار از خواندن مطلبی به این جامع و کاملی لذت بردیم
    خیلی ممنونم از زحمات شما