مقدمه هدایت

مقدمه هدایت

اصلاح انسانها بستگی به موارد ذیل دارد:

۱- حل و فصل نمودن مسائل شرعی
۲- نخوردن لقمه حرام و شبهه
۳- رعایت حد و حدود الهی در خوردن، آشامیدن، خوابیدن
۴- زیاد غذای لذیذ نخوردن
۵- غذای رنگی نخوردن
۶- متناسب با مزاج غذا خوردن
۷- مخالفت نمودن با هواهای نفسانی
۸- بی اعتنایی به شیطان
۹- خالی نمودن دل از حب دنیا
۱۰- مخالفت با رذائل اخلاقی
۱۱- مخالفت با عادتهای بد
۱۲- کمک خواستن از خداوند برای مهار نفس، شیطان و دنیا
۱۳- توسل مدام به اهلبیت (ع)

جهت نیرو گرفتن و خسته نشدن در مسیر هدایت و… انجام تمام موارد فوق برای هدایت انسانها ضروری می‌باشد که در ادامه به تک تک آنها می‌پردازیم.

۱- حل و فصل کردن مسائل شرعی:

سلوک به سمت خدا به معنای ایجاد تغییر اساسی در کلیه رفتارهای فردی و اجتماعی انسان است.
سالک الی الله باید مدام در حال حرکت به سمت هدف باشد. شناخت موانع و کنار زدن آن از اصلی ترین وظایف یک سالک محسوب می‌شود.
سالک در حرکت اول باید کلیه حق الله و حق الناس ضایع شده را برطرف نماید.
نماز، روزه، خمس، کفاره، حق الناس و … اولین قدم در مسیر اصلاح محسوب می‌شود.
اساس حرکت سالک بر پایه گام اول استوار است اگر قدم اول محکم و با اراده قوی برداشته شود. موانع جلوی پای سالک بر طرف شده و راه برای ادامه مسیر هموار می‌گردد.
حل مسائل شرعی باعث می‌شود توجه خداوند به سالک جلب شده و او را در گامهای بعدی یاری نماید. اما اگر گام نخست، استوار برداشته نشود سالک در طی مسیر با مشکل مواجه می‌شود. چون تا گام اول برداشته نشود گامهای بعدی در مسیر هدایت اثر گذار نخواهند بود.

۲- نخوردن لقمه حرام و شبهه:

خداوند در سوره بقره، آیه ۱۷۲ می‌فرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُلُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَاشْکُرُوا لِلَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ
طبق آیه شریفه مؤمن جز حلال و پاکیزه نمی‌خورد و نتیجه حلال خوری شکرگزاری و خداپرستی می‌باشد.
خوراک جسم با خوراک روح رابطه مستقیم دارد. اگر خوراک جسم، حرام یا شبهه باشد اثرش بصورت افکار حرام در ذهن نمایان می‌شود. از آنجا که ذهن انسان روی گفتار و کردار او اثر گذار است باید با حلال خوری آن را کنترل نماید تا افکارش رحمانی شود. چون لقمه حرام و شبهه خوراک شیطان است که بوسیله آن می‌تواند بر انسان مسلط شود و او را به گناه وا دارد.
پس اگر انسان مراقب لقمه اش نباشد لقمه حرام و شبهه مانند ویروس به کامپیوتر ذهن نفوذ کرده و شیطان از این فرصت بدست آمده استفاده می کند و برنامه‌های غلط خود را به انسان القا می‌نماید تا او هیچوقت هدایت نشود.

۳- رعایت حد و حدود در حلال خدا:

خداوند عزوجل در سوره اعراف آیه ۳۱ فرمود:
کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا ۚ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ
رعایت حد و حدود در حلال خدا خوردن، خوابیدن و آشامیدن ‌در حفظ نیروی سالک جهت پیشروی در مسیر بسیار مؤثر است.
زیاده روی در حلال خدا اعضای بدن را در اطاعت پروردگار سست نموده و توفیق ترک گناه را از انسان می‌گیرد پس بر سالک لازم است که در رعایت این مهم کوشا باشد تا در برابر جاذبه‌های گناه و وسوسه‌های نفس اماره و شیطان پایش نلغزد.

۴- زیاد غذای لذیذ نخوردن:

انسان پیش از ورود به مسیر حق، همواره به یکسری علایق و لذات توجه دارد و غالبا برای رسیدن به لذت بیشتر و زندگی راحت تر تلاش می‌کند حال که وارد مسیر هدایت می‌شود باید تمام علاقه ها و لذاتش را طبق نظر خداوند قرار بدهد یعنی هر لذتی که نتیجه‌اش دور شدن از پروردگار است را رها کند.
لذات حرام را رها کرده و لذات حلال را کنترل نماید و به ضرورت مورد استفاده قرار دهد تا بدین وسیله از عواقب سوء پیروی از هوای نفس که موجب دور شدن از حق و حضور شیطان است‌، مصون بماند.
علاقه به خوراک لذیذ نیز یکی از علایق ذاتی انسان است که باید پس از ورود به آموزشگاه خداوند این علاقه را کنترل نماید وگرنه با پیروی از همین علاقه های نفسانی دچار سقوط و گمراهی می‌شود.

۵- غذای رنگی نخوردن:

انسان موجودی تنوع طلب است و همین خصلت ذاتی او را به سمت نو شدن و تنوع طلبی تشویق می‌کند.
نفس طماع انسان در خوشی ها و لذات هیچ گاه به کم قانع نیست و همواره به دنبال کسب لذات و خوشی های بیشتر و متنوع تر است.
سالک راه خدا باید با اندیشه خردمندانه لذت طلبی‌های نفس را کنترل نموده و با یادآوری لذات و نعمات بهشتی، نفس را به چشم‌پوشی از لذات و خوشی های زودگذر دنیا قانع نماید؛ چراکه خداوند در سفارش به پیامبرش فرمود ای احمد! غذاهای رنگارنگ نخور و خوابگاهت را نرم و لطیف قرار مده زیرا نفس آدمی جایگاه هر شر و شریک هر بدی است.
اگر نفس انسان در خوراک کنترل نشود و مدام غذای لذیذ و رنگارنگ بخورد بُعد حیوانیش قوی شده و شهوت بر او مسلط می‌گردد و همچون حیوان در لذات پست و خوشی‌های بی ارزش دنیا غرق می‌شود و حسرت همیشگی را برای خود رقم می‌زند.

۶- متناسب با مزاج غذا خوردن:

رعایت سردی و گرمی در غذاها از جمله مواردیست که سالک برای حفظ سلامتی جسم باید به آن توجه داشته باشد؛ زیرا جسم، مرکب روح است و بوسیله همین جسم و اعضای بدن است که روح، آباد یا خراب می‌شود.
آشنایی با علم تغذیه، جهت شناخت مزاج غذاها و همچنین داشتن برنامه غذایی مناسب با نیاز بدن برای سالک ضروریست؛ زیرا معده، خانه همه دردهاست و ناپرهیزی وتغذیه نامناسب موجب بروز بسیاری از بیماری ها و مشکلات جسمی خواهد شد.
پس سالک موفق با تکیه به خداوند بوسیله تغذیه مناسب، ورزش و استراحت کافی در حفظ سلامت جسم می‌کوشد تا با جسم سالم، بهتر بتواند خدا را عبادت و اطاعت کند.
خیلی از اساتید اخلاق ابتدا به شاگردان خود می‌گفتند مزاجتان را درست کنید تا بتوانیم روی اخلاقتان کار کنیم چراکه مزاج های بلغمی، سودایی، صفرایی و دموی روی اخلاق اثر مستقیم دارد.

۷- مخالفت نمودن با هواهای نفسانی:

حل کردن مسائل شرعی، ترک لقمه حرام و شبهه، رعایت حد و حدود الهی در حلال خدا مقدمه مخالفت با هوای نفس می‌باشد.
هدایت سالک بستگی به میزان مخالفت های او با خواسته های نفسش دارد.
هواپرستی و دنباله روی از خواسته‌های نفس، بزرگترین مانع هدایت است.
بر سالک مسیر هدایت لازم است که در تمام امورات زندگی از خود مراقبه و محاسبه به عمل آورد و هر رفتار، گفتار و افکار نفسانی را شناسایی نموده و برخلافش عمل کند.
شناخت نفس و توفیق مخالفت با آن نیازمند لطف و رحمتی از جانب پروردگار است.
راهنمای مسیر هدایت با برگزاری جلسات متعدد، آگاهی لازم جهت شناخت دشمنان خدا(نفس، شیطان، دنیا) را به شاگردش می‌دهد اما اینکه چه کسی در این مسیر موفق است به نیت قلبی، اراده و تلاش خستگی ناپذیر او بستگی دارد.
اگر کسی با نیت خالص بخاطر اطاعت از پروردگار خود را به زحمت بیندازد، خداوند نیز توفیق شناخت بیشتر دشمن و مراقبه روزانه نصیبش می‌کند.
هر چه تلاش بیشتر و مراقبه و محاسبه قویتر باشد به مرور زمان دریچه‌های جدیدی از شناخت و معرفت به روی سالک باز می‌شود که مسیر را برای او روشن کرده و اراده‌اش را برای رسیدن به هدف قویتر می‌نماید.

۸- بی اعتنایی به شیطان:

شیطان که دشمن قسم خورده بشر است تمام تلاشش را جهت گمراه کردن بندگان خدا بکار می‌گیرد.
توانایی او به ضعیف یا قوی بودن نفس انسان بستگی دارد.
کسی که مردانه با خواسته‌های نفسش جنگیده و بعد حیوانیش را ضعیف نموده در جنگ با شیطان به راحتی پیروز می‌شود؛ اما کسی که از خواسته‌های نفس متابعت می‌کند؛ اسیر وسوسه‌های شیطان می‌شود، به دستور او حرف می زند و حرکت می‌کند.
چنین کسی هیچگاه از شر شیطان رهایی ندارد مگر اینکه پا در عرصه جهاد اکبر بگذارد و با مخالفت با هواهای نفسانی، زنجیر اسارت شیطان را از گردن خود پاره کند.
تمام قدرت شیطان بر وسوسه گری ناشی از پیروی انسان از هواهای نفسانی می‌باشد مانند:
میل به خوراک لذیذ و رنگارنگ، میل به خوابیدن زیاد، میل به بیهوده گفتن، بیهوده دیدن و بیهوده شنیدن، میل به تن پروری و راحت طلبی و ….
هر چه انسان بیشتر با خواسته‌های ریز و درشت نفس مخالفت کند، توان او در مخالفت با شیطان بیشتر می‌شود.

۹-خالی نمودن دل از حب دنیا:

دنیا سرای وابستگی و علایق است.
هیچ کس در دنیا از علاقمندی و وابستگی به اسباب دنیا مبرا نیست.
هر کس متناسب با شرایط و اوضاع زندگیش به کسی یا چیزی دل می‌بندد.
گاه دلبستگی، کوچک و گاهی بزرگ است.
ممکن است انسان به چیزهای کوچکی مانند یک وسیله شخصی، حیوان خانگی یا لوازم منزل وابسته باشد و یا اینکه علایق بزرگ‌تری همچون حب مال و ثروت، شهرت، ریاست، شهوت و… داشته باشد.
هر علاقه‌ای در دنیا که بیش از علاقه به خداوند باشد و انسان نتواند بخاطر رضای خداوند از آن دست بکشد، حب دنیا محسوب می‌شود.
حتی علاقه به همسر و فرزند که عاطفه‌ای رحمانی و از جانب خداست اگر تبدیل به وابستگی و انس با آنها بشود از مصادیق حب دنیا است.
همانگونه که خداوند در سوره انفال آیه ۲۸ می‌فرماید:
وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلَادُکُمْ فِتْنَهٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ
و بدانید که اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش شماست، وخداست که پاداشی بزرگ نزد اوست.

از آنجا که دنیا سرای فانی و محل گذر است و هیچ چیز آن قابل دل بستن نیست پس سالک راه حق باید با مجاهدت های رحمانی و پا گذاشتن روی تمام علایق کوچک و بزرگ خود، بکوشد تا روز به روز انس و وابستگی اش را از اسباب ببرد و به خداوند جل و اعلی مأنوس شود؛ چراکه آبادانی آخرت جز به ویرانی علایق دنیا میسر نیست.

۱۰- مخالفت با رذائل اخلاقی:

معصومین علیهم السلام نمونه انسان کامل و دارای تمام مراتب عقل و صفات حسنه می‌باشند و شیطان دارای تمام مراتب جهل و صفات رذیله است. هر کس به تناسب اطاعت از شیطان و مخالفت با فرامین خداوند متعال و اهلبیت علیهم السلام دارای برخی از صفات رذیله می‌شود.
زمانی که انسان به توفیق الهی، وارد آموزشگاه خداوند می‌شود باید با بهره‌گیری از جلسات اساتید اخلاق و کسب دانش در مسیر هدایت، رذائل اخلاقی و راه‌های برطرف نمودن آنها را بشناسد و با کوشش فراوان درصدد اصلاح درون برآید.
برای اینکه سالک بتواند نورانیت کافی جهت حرکت در مسیر هدایت را کسب نماید باید با مجاهدت‌های رحمانی برخلاف رذائل و زشتی‌ها درون عمل نماید تا به مرور زمان صفات حسنه جایگزین صفات رذیله گردد؛ چراکه با وجود زشتی ها و رذائل اخلاقی هرگونه ذکر، برنامه دینی و کار خیر بی اثر خواهد بود.

۱۱- مخالفت با عادت‌های بد:

عادات بد در گفتار و رفتار انسان از جمله مواردیست که سالک مسیر حق باید در تغییر و اصلاح آن بکوشد.
تزکیه نفس یا جهاد اکبر، تغییر در کلیه افکار، گفتار و رفتارهای غیر رحمانیست.
شناسایی عادات بد و تلاش در جهت انجام ندادن آنها و حتی در نظر گرفتن یک تنبیه معقول و رحمانی در صورت انجام و تکرار آن در کسب نتیجه بهتر، به سالک کمک می‌کند.
تغییر و اصلاح همیشه با تحمل سختی و فشار همراه است؛ چراکه انسان می‌خواهد رفتارهایی که یک عمر با آنها انس گرفته را عوض کند و این امر مستلزم صبر، استقامت و اراده قویست.
داشتن روحیه قوی، پشتکار کافی و نا امید نشدن در برابر شکست‌ها شرط موفقیت سالک در مسیر هدایت می‌باشد.

۱۲- کمک خواستن از خداوند برای مهار نفس، شیطان و دنیا:

انسان بعنوان برترین مخلوق پروردگار برای بقاء و هدایت تشریعی هر لحظه نیازمند یاری پروردگار است.
خداوند براساس نیات و شایستگی های افراد، توفیق هدایت نصیب شان می‌کند؛ اما پس از ورود به مسیر هدایت این کمک خواستن و یاری گرفتن مدام سالک از خداوند متعال است که باعث می‌شود توفیق حرکت به او داده شود.
درست است که جهاد اکبر بر همه واجب است؛ اما خداوند توفیق مخالفت با نفس، شیطان و دنیا و مهار آنها را به هر کسی نمی‌دهد.
بنده باید اینقدر با گریه و ناله در خانه خداوند برود و التماس کند واز ناتوانی و ضعف خود در برابر نفس اماره، شیطان وسوسه گر و دنیای فریبنده به درگاهش شکوه کند، تا نظر لطف سلطان عالَم را به خود جلب نماید و به عنایات و توجهات خاصه پروردگار عالَم توفیق مخالفت با نفس، شیطان و دنیا نصیبش شود.

۱۳-توسل مدام به اهلبیت علیهم السلام برای نیرو گرفتن و خسته نشدن در مسیر هدایت:

خلقت کل عالم هستی بخاطر وجود اهلبیت علیهم السلام است.
آنان واسطه فیض و رحمت خداوند بر تمام خلقند.
هر کس خواهان هدایت است باید مدام در خانه اهلبیت علیهم السلام باشد.
هدایت و نجات انسان، بدون توسل به اهلبیت علیهم السلام غیر ممکن است.
هر کس بیشتر توسل کند و کمک بخواهد، نیرو و توان بیشتری جهت مبارزه با دشمنان حق به او عطا می‌شود.
انسانِ گرفتار در دام نفس و شیطان و آلوده به گناه برای حرکت در مسیر هدایت باید با توسل مدام به اهلبیت علیهم السلام و واسطه قرار دادن آنها، توجه خداوند را به خود جلب نماید تا نیروی لازم جهت مخالفت با دشمنان خدا و استقامت در این مسیر به او عطا شود.
توجه به شأن عظیم اهلبیت علیهم السلام و رحمت و محبت آنان نسبت به بندگان خدا و همچنین خضوع و خشوع در برابر آن بزرگواران نیز باعث می‌شود توجه خداوند و اهلبیت علیهم السلام به انسان جلب شود.

اشتراک گذاری مطلب:
Email this to someone
email
Tweet about this on Twitter
Twitter
Share on LinkedIn
Linkedin

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

20 + 1 =

۱۴ دیدگاه‌

  1. ناشناس گفت:

    بسیار پسندید وزیبا بود

  2. ناشناس گفت:

    بسیار عالیه پر محتوا وواضح بودن خدا خیرتان بدهد

  3. ناشناس گفت:

    درود خدا بر شما .مطلب عالی بود

  4. ناشناس گفت:

    بسیار زیبا موضوع را باز کردید ممنونم

  5. ناشناس گفت:

    واقعا عالی بود، اجرتون با خدا

  6. ناشناس گفت:

    احسنت. احسنت . خیلی لذت بردیم از کمال دانش وشناخت شما در مسیر حق. بسیار سپاسگزارم

  7. ناشناس گفت:

    بسیار عالی ، کامل و روشن مطلب را شرح دادید.
    احسنت بر قلم توانا و عقل سلیم تان.
    خداوند نیروی تان را در مسیر هدایت بندگانش روزافزون کند ان شاءالله