مراحل علاقه و عشق به خداوند و غیر خداوند

عشق به خدا

قبل از اینکه مراحل علاقه را نام ببریم، لازم دیدیم توضیحات مختصری در این زمینه بدهیم.
معمولا انسان به هر چه علاقه پیدا بکند اسیر آن می‌شود و این علاقه او را بسوی خدا یا غیر خدا به حرکت در می‌آورد. از جایی که همه انسانها مخلوق، و خداوند خالق آنهاست، درست نیست علاقه انسان به غیر خداوند بیش از خداوند باشد. اگر انسان می‌خواهد خداپرست بشود باید تمام تلاشش در راستای علاقه به خداوند باشد.

مراحل علاقه:

۱- خوش آمدن
۲- مهم بودن
۳- دوست داشتن
۴- علاقمند شدن
۵- عاشق شدن

عالم دنیا محل گذری بیش نیست و هر چه در آن است نابود شدنیست، پس به کسی عاقل می‌گویند که تمام سعی خود را برای علاقمند شدن به کسی قرار دهد که زیباتر، بزرگتر، مهربان تر، بخشنده تر، سخی تر و … باشد و این صفاتِ برازنده، مربوط به کسی نیست جز خداوند عزوجل.
پس کسی که در این عالم دنیا بدنبال غیر خدا باشد احمق است، چون دنیا از بین رفتنی است. در روایت آمده عاقل دنیا خراب می‌کند تا آخرتش آباد شود و این تهذیب نفس است که انسان احمق را عاقل می‌کند. دنیا خراب کردن عاقل یعنی از دنیا بیش از نیاز استفاده نکردن و نخواستن است.

اگر مخالفت با دشمنان خداوند (نفس، شیطان، دنیا، هوس) در جهاد اکبر حرف اول را می‌زند به خاطر مبارزه با علاقه های غیر خداییست. چون تا زمانی که انسان علاقه‌های غیر خدایی خود را با مخالفت از بین نبرد به خداوند علاقمند نمی‌شود.
کسانی که علاقه آنها به غیر خداوند بیش از خداوند باشد بت پرست می‌شوند و تنها کسانی می‌توانند خدا پرست بشوند که طبق نظر خداوند در عالم دنیا عمل بکنند.
علاقه فقط مال خداست.
چون فقط او خالق است.
اگر علاقه انسان فقط به خداوند باشد، طبق نظر خداوند دوست می‌دارد و دشمن می‌دارد و در هر کاری ابتدا خداوند را در نظر می‌گیرد. بنابراین تمام درگیری‌های انسان با خالقش فقط به خاطر همین علاقه‌ها به غیر اوست.

مثلا: انسانی علاقه به خود پیدا کرده و این علاقه به خود باعث شده به جای اینکه بدنبال خواسته‌های خداوند باشد خداوند باید بدنبال خواسته‌های او باشد و هر چه او خواست خداوند برآورده کند. اگر برآورده کرد با خداوند مشکلی پیدا نمی‌کند اما اگر خداوند به خواسته‌هایش عمل نکرد با خداوند در گیر می‌شود. پس کسانی که بیشتر با خداوند درگیرند، علاقمندان به غیر خداوند هستند.

علاقمند شدن به غیر خداوند بر اثر موافقت با نفس حاصل می‌شود.
انسانِ نفسانی، چیزی یا کسی را ابتدا می‌بیند از او خوشش می‌آید بعد برایش مهم می‌شود به طوری که آن را دنبال می‌کند بعد آن چیز یا آن کس را دوست می‌دارد و بعد از دوست داشتنِ زیاد، علاقه پیدا می‌شود که اگر این علاقه به انسان باشد به عشق هم تبدیل می‌شود؛ اما اگر علاقه‌ی انسانِ نفسانی به غیر انسان باشد، در همان علاقه می‌ماند و به عشق کشیده نمی‌شود.

حال می‌خواهیم بر خلاف موضوع فوق علاقمند شدن به خداوند بر اثر مخالفت بانفس را توضیح دهیم:
اینکه می‌گوییم انسانِ مبارز بلافاصله هر چه را می‌بیند و یا می‌شنود، در مقابل نفس باید واکنش مناسب نشان بدهد و از آن سریعا گذر کند، به خاطر این است که ذهنش مشغول به آن چیز و یا آن کس نشود تا مراحل علاقه شروع بکار نکنند و در نطفه همه چیز خفه شود. وقتی انسان مبارز بدین شکل عمل بکند به خود اجازه نمی‌دهد به غیر خداوند علاقه پیدا کند و بر اثر موافقت با خداوند روز به روز مراحل علاقه و عشق به خداوند شروع به پیشرفت می‌کند.
علاقمند شدن به خداوند و غیر خداوند علائم خاص خودش را دارد.

علائم علاقمند شدن به خداوند:

انسانی که به خداوند علاقمند است همیشه سخت بدنبال نظرات خداوند در دنیا می‌باشد و در بحث اطاعت و عبادت با شور و اشتیاق در این راستا گام بر می‌دارد. کسی که مراحل علاقه به خداوند را طی کرده باشد به مرحله‌ی عشق هم می‌رسد بطوریکه عاشق روی حرف معشوق حرف هم نمی‌زند و هر هزینه‌ای لازم باشد از جان، مال و آبرو برای رضای معشوق دریغ نمی‌کند و برای فرار از سختیها و مشکلات و زیر بار نرفتن از دستورات خداوند دست بدامن توجیهات فراوان نمی‌شود.

علائم علاقمند شدن به غیر خداوند:

کسی که علاقه به خداوند پیدا نکرده قابل اعتماد نیست چون امکان دارد هر لحظه به هرچه که می‌بیند و می‌شنود و می‌خورد علاقه پیدا کند و این علاقه به غیر خداوند باعث می‌شود انسان دم و دقیقه تخریب باشد و یا اینکه ملعبه شیطان قرار بگیرد چون بجای علاقمند شدن به خداوند، علاقمند به چیزهای فانی شده است. پس چنین شخصی نمی‌تواند ذهنش را به خدواند مشغول کند؛ چون علاقه به خداوند ندارد و بعلت علاقه نداشتن به خداوند حاضر نمی‌شود مال و جانش را برای خداوند هزینه کند. برای هزینه نکردن دست به توجیهات فراوان نیز می‌زند و شرط و شروط می‌گذارد چون به جان و مالش بیش از خداوند علاقمند است.

در آخر:

انسانی که بتواند با تهذیب نفس، بوسیله مخالفت با دشمنان خدا و موافقت با نظرات خداوند مراحل علاقه و عشق را به خداوند تکمیل کند شایستگی پیدا می‌کند دلش مملو از علاقه و عشق به خداوند بشود و دلی که مملو از علاقه و عشق به خداوند بشود به هیچ عنوان با دیدن و شنیدن به هیچ چیز کوچکی بیش از خداوند علاقه و عشق پیدا نمی‌کند. وقتی که دل چنین انسانی مملو از علاقه و عشق به خداوند بشود دیگر نمی‌تواند چیزی را دوست بدارد که خداوند دوست ندارد و یا چیزی را دشمن بدارد که خداوند آن را دوست می‌دارد.

اشتراک گذاری مطلب:
Email this to someone
email
Tweet about this on Twitter
Twitter
Share on LinkedIn
Linkedin

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

18 − 1 =

۲۱ دیدگاه‌

  1. ناشناس گفت:

    مطالبتون خیلی زیبا وآموزنده ست
    خیلی ممنونم

  2. ناشناس گفت:

    ازمطالب آموزنده بسیار متشکرم

  3. ناشناس 7 گفت:

    خیلی خیلی خیلی عالی بود متشکرم ممنون استفاده کردیم

  4. ناشناس گفت:

    متشکرم استفاده کردیم. دست گل شما درد نکند. ممنون

  5. ناشناس گفت:

    دست گل شما درد نکند. خیلی ممنون ممنونم.
    ان شاءالله خیرش را. از خدا و اهلبیت بگیرید تشکر

  6. ناشناس گفت:

    متشکرم دست شما درد نکند خدا خیرتان دهد. خداوند. از زحمت های شما سپاس گذارم دست گل شما درد نکند

  7. ناشناس گفت:

    متشکرم. استفاده کردیم خیلی ممنون خدا خیرتان دهد
    درباره خودشناسی و خداشناسی. ممنون میشویم برایمان مطلب بگذارید.

  8. ا - م گفت:

    احسنت، انسان عاقل فقط باید به خداوند جل جلاله عشق بورزد. سپاس

  9. ناشناس گفت:

    خدا قوت🌷🌹🌷بسیار عالی توضیح دادید.خیلی ممنون و سپاسگزارم.

  10. ناشناس گفت:

    احسنت خیلی مفیدوپرمختوابودسپاسگزارم.

  11. ناشناس گفت:

    خیلی عالی وحکیمانه بود

  12. ناشناس گفت:

    خیلی کامل و عالی بود، خدا بهتون بهترین برکاتش رو عطا کنه ان شاء الله.