مخالفت با نفس در گفتار، افکار و کردار

مخافت با نفس

اصلاح انسان بستگی به مخالفت همه جانبه با نفس، دنیا و شیطان‌ دارد و بر همین اساس است که انسان‌ سیر صعودی پیدا می‌کند. البته این‌ مخالفت‌های با باطل، باید تبدیل به موافقت با حق بشود. ‌
برای اینکه بهتر بحث مخالفت با دشمنان خدا را متوجه بشوید مخالفت در گفتار، افکار و کردار را در ذیل توضیح می‌دهیم.

مخالفت با نفس در گفتار:

اگر انسان نفس را نشناسد قوه تشخیص پیدا نمی‌کند تا بتواند با نفس خویش مخالفت کند. این عدم شناخت باعث می‌شود انسان به توجیهات خنّاس درونش توجه کند و با نفس در گفتار و …. مخالفت ننماید.
برای اینکه نفس در گفتار را خوب بشناسید، باید ببینید نفس در گفتار چگونه خود را نشان‌ می‌دهد و به چه شکل می‌خواهد بوسیله گفتار، شما را از خداوند دور کند.
نفس که قوی باشد بیشتر بوسیله گفتار می‌خواهد خود را مطرح کند. یا اینکه دوست دارد حرف لغو زیاد بگوید و …
برای مخالفت با نفس در گفتار کاری به بیرون از خودتان نداشته باشید؛ تمام نگاهتان باید به درونتان باشد. یک جا می‌گوید حرف بزن و یک جا شاید بگوید حرف نزن. شما باید مخالف آن عمل کنید؛ در اینجا هیچ توجیهی مورد قبول نیست. همان طور که نفس واکنش نشان می‌دهد شما هم باید واکنش نشان بدهید. حال اگر کسی نتوانست درست تشخیص بدهد باید از خداوند بوسیله استخاره کمک بگیرد و هر چه استخاره گفت عمل کند.
البته خیلی چیزها که حق و باطل بودنشان مشخص است نیاز به استخاره ندارد مثلا راز داری، امانت داری و …

معمولا نفس خود و دیگران را در گفتار لحاظ می‌کند و کاری به خداوند ندارد. مبارزه با نفس در گفتار یعنی حقِ زبان را رعایت کردن و
به جای خود مطرح کردن، خدا را مطرح نمودن است و…
حقّ زبان آن است که آن را از زشت گویی باز داری، به گفتار نیک و ادب عادت دهی، از گشودن زبان جز به هنگام‌ نیاز و تحصیل منفعت دین و دنیا باز داری، از پرگویی و بیهوده گویی که جز زیان در بر ندارد، دوری کنی و بدانی زبان، گواه عقل و اندیشه توست و زیبایی و آراستگی به زیور عقل، نمودش در خوش زبانی توست. بنابراین تا انسان با نفس در گفتار مخالفت نکند نمی‌تواند حق زبان را موافقت نماید.

مخالفت با نفس در افکار

برای شناخت نفس انسان ابتدا باید بُعد حیوانیش را با رعایت حد و حدود در حلال خدا کنترل کند. از جایی که شکم به فکر ارتباط دارد خیلی مهم است انسان حرام بخورد یا شبهه، زیاد بخورد یا کم، لذیذ بخورد یا ساده و …
مقدمه مخالفت خوب در گفتار افکار و کردار بر می‌گردد به اندازه و نوع خوردن، آشامیدن و خوابیدن. اگر انسان بتواند نفس خود را در این سه مورد (خوردن، آشامیدن و خوابیدن) کنترل کند به راحتی می‌تواند به واکنش‌های نفس در گفتار، افکار و کردار پاسخ مناسب بدهد.

معمولا زمانی که انسان می‌بیند و می‌شنود، نفسش واکنش نشان می‌دهد و درباره هر موضوعی سعی می‌کند نظر خود را به او تحمیل کند تا انسان بدین شکل از خداوند دور بشود. در اینجا مخالفت با نفس یعنی شناسایی نظرات نفس و جایگزین‌ کردن نظرات خداوند به جای نظرات نفسانی؛ چراکه این امر نقش اساسی در اصلاح انسان دارد. تا زمانی که نفس انسان مهار نشده باید مانند یک دیدبان مراقب واکنشهای نفسش باشد تا بتواند بموقع وارد عمل بشود.

مخالفت در افکار یعنی جواب حرف را باید با حرف بدهید. او می‌گوید شما هم بگویید. می‌گوید شما از همه بهتری، چقدر فلانی زشت است، چقدر طرف اهل دنیاست، چرا تحویلت نمی‌گیرند و هزاران جمله‌ی دیگر که اگر جوابی نداشته باشید و یا جواب درست ندهید و بخواهید به توجیهات درونتان اعتنا کنید، نفستان از حالتهای خوب به حالتهای بد تغییر می‌کند و دیدتان را نسبت به دیگران خراب می‌نماید.

در بحث مخالفت با افکار چیزهایی به ذهن انسان خطور می‌شود که معلوم نیست از چه ناحیه‌ای می‌باشد. پس انسان چاره‌ای جز مشورت با خداوند بوسیله استخاره ندارد. هدف از استخاره زدن در مخالفت با نفس فرار از شر و پیاده کردن نظرات خداوند می‌باشد. پس اگر استخاره‌ای زدید که نتیجه‌اش شر می‌شود، نباید به استخاره عمل کنید، چون امکان دارد نیت شما در گرفتن استخاره صحیح نبوده باشد.

مخالفت با نفس در کردار

زمانی که انسان نفس را در گفتار، افکار و کردار خوب شناخت باید مراقب آنها باشد. مانند یک دیدبان باید تمام واکنش‌های نفس در سه مورد فوق را زیر ذربین داشته باشد.
حالا چرا اینقدر می‌گوییم مخالفت؟!
چون تمام مشغولیتهای ذهنی انسان بر می‌گردد به همین عدم مخالفت. اگر انسان در وضعیتهای مختلف نتواند با نفسش مخالفت کند، حتما ذهنش مشغول به غیر خدا می‌شود. به طور مثال: کسی شما را تحویل نمی‌گیرد؛ اگر به واکنشهای نفس در این خصوص واکنش مناسب نشان ندهید و در این مسئله گیر بکنید، حتما ذهنتان مشغول می‌شود و بدین شکل از خداوند دور می‌شوید.

هر چه مخالفتها در گقتار، افکار و کردار کمتر باشد ذهن انسان بیشتر به غیر خدا مشغول می‌شود و این مشغول شدن ذهن بوسیله نفس مقدمه تسلط شیطان می‌شود. انسان نباید اجازه بدهد نفس، او را به حرکت در بیاورد؛ چه در کارهای مستحب و چه در کارهای مباح. چون شما از خدایید و باید طبق نظر او حرکت کنید. پس مخالفت نکردن با نفس یعنی تسلط نفس بر تمامی اعضای بدن و به حرکت در آوردن آنها برای مقدمه گناه می‌باشد که در مرحله بعدی نفس که شریک شیطان است کار را به او می‌سپارد تا شیطان به‌راحتی بتواند تمام اعضای بدن انسانِ نفسانی را به گناه تحریک کند.

برخی از واکنشهای نفسانی در افکار، با مخالفت درست از بین می‌رود و به گفتار و کردار کشیده نمی‌شود حتی اگر نتوانید با نفستان بدرستی مخالفت کنید. اما بعضی افکار نفسانی هستند که اگر جواب مناسب به آنها ندهید و در نطفه خفه‌شان نکنید به گفتار و کردار هم کشیده می‌شود. مانند گمان بد، کنجکاوی و …

بیشترین واکنش نفس در کردار، بر می‌گردد به دیدن و شنیدن. در اینجا هر چه دیدید و شنیدید و دوست داشتید و خوشتان آمد را باید با آن مخالفت کنید و کاری هم به توجیهات نفس نداشته باشید.

مخالفت کردن بخاطر این است که ذهن مشغول نشود و در نتیجه نفس بر انسان غالب نگردد. اگر مخالفت نکنید نفس در گفتار و کردارتان مشخص می‌شود و شما را به حرکت در می‌آورد و در نتیجه خیلی از کارهایتان نفسانی می‌شود. کار نفس، خود مطرح کردن و دیگران را در نظر گرفتن است نفس نمی‌گذارد طبق نظر خدا رفتار کنید نمی‌گذارد گفتارتان طبق نظر خدا باشد. نمی‌گذارد نظر خدا را انجام دهید. نباید اجازه بدهید دشمن افکارتان را مدیریت کند. نباید بگذارید نفس ذهنتان را مشغول کند و شما را به گفتار و کردار نفسانی وادار نماید.

اگر با دشمنان خدا مخالفت نکنید معلوم نیست کافر از این دنیا بروید یا مؤمن. در قرآن آمده هر کس با نفسش مخالفت نکند گمراه می‌شود. این یک فرمول است اگر شما با دشمنان خدا مخالفت کنید هدایت می‌شوید اگر با دشمنان خدا موافقت کنید گمراه میشوید.

اگر تا بحال نفستان شما را به حرکت وادار کرده باید در تمام زمینه‌ها بر خلاف درونتان عمل کنید تا نفستان نتواند شما را به حرکت در بیاورد. این کار تمرین می‌خواهد. نفس دوست دارد حرف بزند، تعریف کند، باید مخالفت کنید با هر وسوسه درون باید مخالفت کنید تا نفس بر شما مسلط نشود. نفس بیشتر در باره آنچه می‌بیند و می‌شنود حرف میزند، شما هم باید جوابش را بدهید.
جواب‌های درست و مناسب باعث می‌شود ذهن مشغول نشود. اما اگر ذهن مشغول شود مانند یک مانع عمل می‌کند. به طور مثال: اگر مانعی جلویت باشد آیا می‌توانی حرکت کنی؟ پس اگر جواب خطورات و وسوسه‌های درونت را ندهی و مخالفت نکنی و آن مانع را برنداری نمی‌توانی به سمت خدا حرکت کنی. هر چه درونت گفت باید مخالفت کنی. یک وقت می‌گوید حرف نزن می‌خواهد با حرف نزدن، شما را مطرح کند. اینجا باید حرف بزنی. یک وقت می‌گوید حرف بزن باید برعکسش عمل کنی.

نفس به خودی خود دشمن نیست. وقتی می‌گوییم نفس دشمن شماست زمانی است که نفس در حالتهای بد باشد؛ چرا که اگر همین نفس در حالتهای خوب ثابت بشود، دوست خدا و دوست شما می‌شود. زمانی که انسان در حالتهای خوب نفس قرار می‌گیرد، دوست دارد کارهای مستحبی بکند و یا اخلاق اهلبیتی اش را بهتر بکند که بسیار هم خوب است اما باید مراقب باشید به افراط و تفریط و ریا دچار نشود. فکر نکنید مخالفت فقط زمانی صورت می‌گیرد که انسان در حالتهای بد نفس باشد، خیر چنین نیست؛ شما به خاطر اخلاص در عمل و عدم افراط و تفریط باید جلوی خواسته‌های حالتهای خوب نفس هم بایستید و با آن مخالفت کنید.

در کل اگر انسان نظرات خداوند را در زندگی دنیایی در تمام زمینه‌ها بداند می‌تواند به جا و بموقع جلوی افراط و تفریط های نفس بایستد‌. اما اگر در مسأله‌ای در حالتهای خوب نفس نتوانست تشخیص بدهد کارش خداییست یا نه، باید استخاره بگیرد و از خداوند بخواهد کمکش کند. مثلا نمی‌داند هدیه دادنش نفسانیست یا رحمانی، اینجا باید استخاره بگیرد تا کارش را بدین شکل طبق نظر خداوند انجام دهد.

اشتراک گذاری مطلب:
Email this to someone
email
Tweet about this on Twitter
Twitter
Share on LinkedIn
Linkedin

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × چهار =

۱۶ دیدگاه‌

  1. ناشناس گفت:

    بسیار عالی سپاس از شما

  2. ناشناس گفت:

    بسیار عالی ممنونم از مطالب زیبایتان عالی بود 👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻

  3. ناشناس گفت:

    بسیار عالی ممنونم از توضیح کامل و مشخص تان

  4. ناشناس گفت:

    واقعآ این مطلبتون خلاصه مفیدی از راه اصلاح بود
    واقعآ متشکرم

  5. ناشناس گفت:

    بسسسسیارعالللللللی خخخخخخیلی زیبا و کاربردی بود ان شاء الله خدا بهمون کمک کند بتوانیم مخالفت با نفسمان کنیم👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻

  6. ناشناس گفت:

    هرچی مطالب خوبتون رو میخونم باز هم احساس میکنم نیاز دارم بخونم
    باهربار خوندن ابعاد بهتری ازش رو درک میکنم

  7. ناشناس گفت:

    توضیحاتتون خیلی کامل وخوب بود
    تاالان جایی ندیدم به این زیبایی مطلب رو توضیح بدن
    خیلی خیلی سپاسگزارم

  8. ناشناس گفت:

    با سلام وخدا قوت
    بسیار عالی ورسا خداخیرتان دهد اگر اینگونه مردم را آگاه می کردند الان این روزگار مان نبود

  9. ا - م گفت:

    باتشکر فراوان از زحمات مدیریت محترم سایت. جای تعجب است که چرا در جامه ما اینقدر نسبت به این مطالب مهم و حیاتی بی تفاوت هستند!!!