عمر مانند برف آب می شود

گذر عمر

عمر مانند برف آب می‌شود این قدر امروز و فردا نکنیم؛ چرا که چشم بر هم زدنی شب اول قبر فرا می‌رسد. هر چه گذشته، گذشته و دیگر هم بر نمی‌گرده و هر چه مانده معلوم نیست چقدر مانده، نمی‌دانم ما به پشتیبانی چه چیز محکمی مانند کبک سرمان را توی برف کردیم و دوست نداریم به واقعیتها فکر کنیم؟!
واقعیت اینه که ما رفتنی هستیم. آیا این همه بی توجهی نسبت به سرنوشت خود باید فقط به خاطر این لذتهای دوروزه دنیا باشد‌؟!
خیلی باید آدم بدبختی باشیم که با دست خود تیشه به ریشه خود بزنیم و به خاطر این لذتهای دوروزه دنیا لذتهای آخرتی را از دست بدهیم! بیایید فکر کنیم برای چه چیز بی ارزشی داریم خودمان را نابود می‌کنیم آیا برای گذشته ای که اگر میلیون ها سال طول کشیده باشد انگار چشم برهم زدنی بیش نبوده! و یا برای آینده ای که مانند گذشته چشم بر هم زدنی نخواهد بود!

دنیا همه هیچ، اهل عالم همه هیچ، ای هیچ برای هیچی در هم مپیچ

شک دارم بیشتر ما ها از عقل سالم برخوردار باشیم. چرا که عاقل نکند کاری که باز آرد پشیمانی.
تا دیر نشده به جمع عاقلان بپیوندیم و بیشتر به فکر آخرتمان باشیم تا به فکر دنیای فانی.

اشتراک گذاری مطلب:
Share on Facebook
Facebook
Email this to someone
email
Tweet about this on Twitter
Twitter
Pin on Pinterest
Pinterest
Share on LinkedIn
Linkedin

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 × یک =

۴ دیدگاه‌

  1. ناشناس گفت:

    ان شاء ا… خدا هدایتمون کنه… سپاس از شما

  2. ناشناس گفت:

    انشاالله
    ممنون از مطالب زیبا و ارزشمندتان