صورت باطنی انسان‌ها

باطن انسان

صورت باطنی افراد وابسته به اعمال و نیات آنها در دنیاست.
انسان با عملی که مرتکب می شود یا باطنش را سیاه ، تاریک، زشت و بدمنظر می‌کند یا اینکه آن را نورانی و به زیباترین صورتها نقاشی می‌کند.

در قرآن در رابطه با انسان دو توصیف بیان شده.
یک جا در سوره بقره آیات ۳۱ و ۳۲ او را ستوده و جایگاهش را از ملک بالاتر دانسته و جای دیگر در سوره اعراف آیه ۱۷۹ او را از حیوان پست تر معرفی کرده است.
با این اوصاف معلوم می‌شود که باطن افراد براساس سیر حرکت‌شان متغیر است، گاه ملک و بالاتر از ملک و گاه حیوان و پست تر از حیوان می‌گردد.
حال با این توضیحات می‌خواهیم صورت باطنی خود را بشناسیم. باید دانست برای شناخت صورت باطن افراد تنها نیاز به چشم باطن بین نیست بلکه هر کس براساس عملکردش می‌تواند صورت باطن خود را بشناسد.
که به یاری خداوند به شرح این مطلب می‌پردازیم.

۱-چه زمانی انسان با ملائک برابر است؟
صفت اصلی مَلَک این است که یک بعدیست و با معرفت و شناخت بالا تمام توجهش به عبادت و اطاعت پروردگار است. پس چگونه این انسان دو بعدی باطنش با ملک تک بعدی یکی می‌شود؟
زمانی که انسان بُعد حیوانیش را در خوردن، خوابیدن و آشامیدن کنترل نماید و تمام اعمال و کردارش را طبق خط کش قرآن و اهل بیت علیهم السلام تنظیم کند و گناه در زندگیش نباشد با ملکِ تک بعدی که اهل عبادت و اطاعت است برابری می‌کند، پس باطن چنین انسانی می‌شود ملک.
تا اینجا انسان متقی مخلصی که نفسش را مطیع اوامر حق نموده و گناه در زندگیش نیست با ملک برابر است؛ حال اگر این انسان مراتب سیر صعودی را به گونه‌ای طی کند که با معرفت و شناخت بالا به مرحله‌ای از تسلیم در برابر ذات پروردگار برسد که هر دستوری از جانب خدا را بدون رجوع به عقلش و بدون بررسی‌های ظاهری اطاعت نماید از ملک بالاتر می‌رود مانند ابراهیم علیه السلام که هنگام ذبح فرزندش پا روی عقلانیت خود گذاشت و خود را تسلیم امر خدا نمود و به گونه‌ای خدا را اطاعت کرد که حتی ملائک هم در کار او حیران ماندند.

کسی که در اطاعت از خداوند کارش به جایی برسد که ملک هم توان درک و فهم آن را ندارد باطنش می‌شود از ملک بالاتر؛ چراکه او با معرفت و شناخت بالا و اعتماد به خدا کاری کرد که حتی ملک تک بعدی هم توان انجام آن را ندارد این انسان می‌شود خلیفه خداوند بر روی زمین. یعنی همان کس که عقل و فهم و همه چیزش را تسلیم خداوند نموده است.
حال به بررسی وجه دیگر انسان و نحوه حرکت او در سیر نزولی می پردازیم.
انسانی که تمام هم و غمش خوردن‌، آشامیدن و ارضای لذات و شهوات نفسش باشد. و نسبت به امر و نهی خداوند در تمام زمینه‌ها پایبند نباشد و اهل نافرمانی و ارتکاب گناه است باطنش می‌شود حیوان اهلی. چرا حیوان اهلی؟ چون حالات و خصوصیات حیوانات وحشی را به خود نگرفته است.
اما اگر خصال حیوانات وحشی که همان ناسازگاری، پرخاش، درنده خویی، لجبازی و یک دندگی، حسادت، کینه و انتقام جویی و هر آنچه از صفات پلیدی که نتیجه‌اش سلب آرامش و آسایش از سایرین و آزار و اذیت رساندن به آنهاست را دارا شود باطنش می‌شود حیوان درنده.
حال اگر علاوه بر تمام صفات بیان شده خصلت اصلی شیطان که همان حیله‌گری و فریب دادن انسان هاست را نیز دارا شود باطنش می‌شود شیطان.
شخص دارای باطن شیطانی گاه ممکن است از ظاهری کاملا خیرخواهانه و عوام فریب برخوردار باشد مثلا می‌تواند در لباس یک عالم دین و یا یک شخصیت اجتماعی محبوب عموم و یا یک مسئول به ظاهر فرهیخته و آگاهی که علمش مورد استفاده شیطان است خود را نشان دهد.
معمولا افراد دارای باطن شیطانی سعی می‌کنند از لحاظ وجهه ظاهری در میان قشری از جامعه محبوبیت و مطلوبیت کسب نمایند تا بتوانند در سایه حمایت عوام، نیات و اعمال شوم خود را بصورت پنهانی به اجرا برسانند.

اشتراک گذاری مطلب:
Email this to someone
email
Tweet about this on Twitter
Twitter
Share on LinkedIn
Linkedin

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سه × دو =

۱۴ دیدگاه‌

  1. ناشناس گفت:

    خیلی پرمحتوابودبسیارسپاسگزارم

  2. ناشناس گفت:

    ممنون وسپاسگذاریم خداوند خیرتان بدهد

  3. ناشناس گفت:

    از مطالب خوب ومفیدتان متشکرم

  4. ناسناس گفت:

    باسلام خدمت مدیرسایت عالی وخوب بودممنونم

  5. ناشناس24 گفت:

    بسیار عالی واقعا آحسنت با تشکر فراوان وخدا قوت

  6. ناشناس گفت:

    ممنون از توضیحات جامع و کاملی که در بحث صورت باطنی بیان فرمودید.

  7. باقر گفت:

    احسنت بر مدیر حکیم
    مطلب زیبایی ارائه فرمودید