روش برخورد با دنیا

هیئت عاشقان امامت و ولایت- روش برخورد با دنیا

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِینَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ﴿٧﴾ وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَیْهَا صَعِیدًا جُرُزًا ﴿٨﴾ «ما آن‌چه روی زمین است، زینت آن قرار دادیم تا آن‌ها را بیازمائیم که کدامینشان بهتر عمل می‌کنند(۷) (ولی این زرق و برق‌ها پایدار نیست) و ما (سرانجام) قشر روی زمین را خاک بی‌گیاهی قرار می‌دهیم (کهف-۸).» چنان‌چه از این آیه بر می‌آید دنیا و آن‌چه در آن است، مانند زینت‌ها، مال، زن و فرزند تنها برای امتحان و آزمایش آدمی خلق شده‌اند و انسان‌ها باید مراقب باشند فریب این زینت‌ها را نخورند و خداوند در آیات متعددی[۱] انسان‌ها را از فریب خوردن نهی کرده است. پس بر هر مسلمانی لازم است همیشه از دل خود مراقبت کند و از فریب خوردگان دنیا نباشد؛ اگر انسان به این موارد علاقه پیدا کرد، نمی‌تواند برای خدا کار کند. انسان باید توجه داشته باشد که همه چیز از خداست و روزی همه انسان‌ها به سوی خداوند باز می‌گردند (إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ)؛ از این‌رو فقط باید علاقه انسان به خدا باشد و تلاش کند روز به روز بر این علاقه بیفزاید و علاقه‌اش نسبت به غیر خدا را کمتر کند. حال باید دانست چگونه حبّ خدا را جایگزین حبّ دنیا کنیم ؟برای این منظور لازم است چندین کار انجام دهد:

۱)شناخت خود و سپس شناخت خداوند:

انسان باید به این معرفت برسد که یک مخلوق است و نمی‌تواند کاری برای خودش انجام دهد ، «یک انسان نیازمند است» و فقط باید به وظایف خود در برابر خالقش عمل کند و برای بهتر انجام دادن وظایفش لازم است خدا را بهتر بشناسد؛ چرا که تا او را نشناسد، نمی‌تواند به او علاقه پیدا کند تا برایش کاری انجام دهد. در معرفت خداوند همین بس که انسان بفهمد همه امور به دست خداست و اوست خدای باعظمت و توانایی که هیچ جنبده‌ای بدون اذن او نمی‌تواند حرکتی کند (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ لَاحَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ). به‌عنوان مثال، بیرون آمدن انسان از خانه و سالم برگشتن او به خانه، توفیق کسب و کار (یعنی حتی تلاش برای دنیا)، همه و همه به اذن و خواست خداوند صورت می‌گیرد. نکته قابل توجه این است که بیشتر انسان‌ها می‌دانند که همه امور به دست خداست ولی به جای این‌که به خدا علاقه داشته باشند، علاقه‌شان به غیر خداست که آن هم ریشه در پیروی از خواسته‌ها و علایق نفسانی است که ضدّ خواسته‌های خداوند می‌باشد. بدین معنی که انسان‌ها به جای اهمیت دادن به خواسته‌های خداوند که خیر و صلاح انسان در آن است، بیشتر به خواسته‌های خود و این‌که «من چه می‌خواهم» می‌پردازند. این‌گونه انسان‌ها حتی اگر ادعا می‌کنند منتظر فرج امام زمان (ع)هستند، بدین خاطر است که می‌خواهند با ظهور امام مشکلاتشان حل شود؛ نه این‌که امامی داشته باشند که بر آن‌ها حکومت کند. بنابراین باید با هواهای نفسانی مخالفت کرد و نفس را مهار نمود تا علاقه به خدا زیاد شود.

۲)شمارش و ذکر نعمت‌های الهی و شکرگزاری به درگاه خداوند:

انسان باید هر روز با فکر کردن به نعمت‌های الهی، آنان را تا حد توان شمرده و بابت اعطای آن‌ها خداوند را شکر کند. برای فکر کردن انسان به نعمات الهی، حدّ و حدودی وجود ندارد؛ اما انسان نباید به ذات خداوند (خدا چیست؟ از کجا آمده ؟ و. . . ) فکر کند؛ چرا که این امر او را به کفر می‌کشاند.

۳) اطاعت از دستورات خداوند:

اطاعت کامل از خدا و رسول خدا (ص)جز با مبارزه با نفس حاصل نمی گردد؛ زیرا نفس انسان مخالف خدا و اهل‌بیت (ع)است. هنگامی که انسان حقوق چشم، زبان، گوش، دست، پا، شکم و … را مطابق با دستورات خدا و اهل‌بیت (ع)رعایت نماید و تمام امورات زندگی خود را با آنان هماهنگ کند، به‌عنوان مثال خواست خداوند را در نگاه کردن، حرف زدن، گوش کردن، … لحاظ نماید، در واقع به توفیق اطاعت از خداوند دست یافته است و از این رو علاقه‌اش به خدا بیشتر می‌شود؛ و به عکس هرچه مطیع دشمنان خدا (نفـس، شیطان و دنیا) بوده و به حرف آن‌ها گوش دهد، از خدا و رسولش دور شده و علاقه‌اش به غیرخدا بیشتر می‌شود.

سخنان بسیاری از حضرت علی (ع)در خصوص شیوه برخورد با دنیا نقل شده است که برای درک این مطلب به چند مورد از آن‌ها اشاره می‌شود:«ای مردم باید دنیای حرام در چشمانتان از پَرِ کاه خشکیده و تفاله‌های قیچی شده‌ی دامداران، بی‌ارزش تر باشد. از پیشینیان خود پند گیرید، پیش از آن‌که آیندگان از شما پند گیرند. این دنیای فاسد نکوهش شده را فراموش کنید، زیرا مشتاقان شیفته‌تر از شما را رها کرد.[۲]»

«در برابر دنیا خویشتن‌دار و در برابر آخرت دلباخته باشید. آن کس که تقوا را رعایت کرد، خوار نشمارید و آن را که دنیا عزیزش کرد گرامی ندارید.زرق و برق درخشنده‌ی دنیا شما را خیره نکند و سخن ستاینده‌ی دنیا را نشنوید. به دعوت‌کننده‌ی دنیا پاسخ ندهید و از تابش دنیا روشنائی نخواهید و فریفته کالاهای گرانقدر دنیا نگردید.[۳]»

«مردم! آن‌چه را خدا واجب کرده، جزو خواسته‌های خود بدانید و در پرداختن حقوق الهی از او یاری طلبید و پیش از آن‌که مرگ شما را بخواند، گوش به دعوت او دهید.[۴]»

«برای برداشتن زاد و توشه از این دنیا فقط از تقوا بهره گیرید. کسی که به قدر کفایت از آن بردارد در آرامش به سر می‌برد و آن کس که در پی بدست آوردن متاع بیشتری از دنیا باشد وسائل نابودی خود را فراهم کرده و به زودی از دست می‌رود.[۵]»

«آگاه باشید نه دنیا برای شما جاودانه و نه شما در آن جاودانه خواهید ماند. گرچه دنیا از جهتی شما را می‌فریبد ولی از جهت دیگر شما را از بدی‌هایش می‌ترساند، پس برای هشدار‌هایش از آن‌چه مغرورتان می‌کند چشم پوشید، و به خاطر ترساندنش از طمع‌ورزی در آن باز ایستید. به خانه‌ای که دعوت شدید سبقت گیرید و دل از دنیا برگیرید؛ و چونان کنیزکان برای آن‌چه که از دنیا از دست می‌دهید، گریه نکنید و با صبر و استقامت بر اطاعت پروردگار و حفظ و نگهداری فرامین کتاب خدا، نعمت‌های پروردگار را نسبت به خویش کامل کنید.[۶]»

«دنیای حرام چونان مار است، که پوستی نرم و زهری کشنده دارد، پس از جاذبه‌های فریبنده آن روی بگردان؛ زیرا زمان کوتاهی در آن خواهی ماند و اندوه آن را از سر بیرون کن؛ زیرا که یقین به جدایی و دگرگونی حالات آن داری و آن‌گاه که به دنیا خو گرفته‌ای، بیشتر بترس؛ زیرا که دنیاپرست تا به خوش‌گذرانی اطمینان کرد، زود او را به تلخ کامی کشاند و هرگاه که به دنیا انس گرفت و آسوده شد، ناگاه به وحشت دچار گردید.[۷]»

«اما مؤمن با چشم عبرت به دنیا می‌نگرد و از دنیا به اندازه‌ی ضرورت برمی‌دارد و سخن دنیا را از روی دشمنی می‌شنود چرا که تا گویند سرمایه‌دار شد، گویند تهی‌دست گردید و تا در زندگی شاد می‌شوند با فرا رسیدن مرگ غمگین می‌گردند و این اندوه چیزی نیست چراکه هنوز روز پریشانی و ناامیدی نیامده است.[۸]»

همچنین حضرت علی (ع)در توصیف شیوه‌ی زندگی پیامبر اکرم (ص)و برخورد ایشان با این دنیا چنین فرموده‌اند:

پیامبر (ص)از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند؛ و به دنیا با گوشه چشم نگریست؛ دو پهلویش از تمام مردم فرورفته‌تر و شکمش از همه خالی‌تر بود؛ دنیا را به او نشان دادند اما نپذیرفت؛ و چون دانست خدا چیزی را دشمن می‌دارد آن را دشمن داشت؛ و چیزی را که خدا خوار شمرده، آن را خوار انگاشت، و چیزی را که خدا کوچک شمرده کوچک و ناچیز می دانست. همانا پیامبر (ص)بر روی زمین می‏نشست و غذا می‏خورد؛ و چون برده ساده می‌نشست؛ و با دست خود کفش خود را وصله می‌زد؛ و جامه خود را با دست خود می‌دوخت؛ و بر الاغ برهنه می‌نشست؛ و دیگری را پشت سر خویش سوار می‌کرد. پرده‌‏ای بر در خانه او آویخته بود که نقش و تصویرها در آن بود، به یکی از همسرانش فرمود: «این پرده را از برابر چشمان من دور کن که هرگاه نگاهم به آن می‏افتد به یاد دنیا و زینت‌های آن می‏افتم.» پیامبر (ص)با دل از دنیا روی گرداند؛ و یادش را از جان خود ریشه‌کن نمود؛ و همواره دوست می‏داشت تا جاذبه‌های دنیا از دیدگانش پنهان ماند و از آن لباس زیبایی تهیه نکند و آن را قرارگاه دائمی خود نداند و امید ماندن در دنیا نداشته باشد؛ پس یاد دنیا را از جان خویش بیرون کرد، و دل از دنیا برکند و چشم از دنیا پوشاند؛ و چنین است کسی که چیزی را دشمن دارد، خوش ندارد به آن بنگرد یا نام آن نزد او بر زبان آورده شود. در زندگانی رسول خدا (ص)برای تو نشانه‌‏هایی است که تو را به زشتی‌ها و عیب‌های دنیا راهنمایی کند؛ زیرا پیامبر (ص)با نزدیکان خود گرسنه به سر می‌برد و با آنکه مقام و منزلت بزرگی داشت، زینت‌های دنیا از دیده‌ی او دور ماند. پس تفکرکننده‌ای باید با عقل خویش به درستی اندیشه کند که آیا خدا محمد (ص)را به داشتن این صفت‌ها اکرام فرمود یا او را خوار نمود؟ اگر بگوید خوار نمود، دروغ گفته و بهتانی بزرگ زده است، و اگر بگوید او را اکرام نمود، پس بداند خدا کسی را خوار شمرد که دنیا را برای او گستراند و از نزدیک‌ترین مردم به خودش دور نگهداشت. پس پیروی‌کننده باید از پیامبر (ص) پیروی کند؛ و به دنبال او راه رود و قدم بر جای قدم او بگذارد، وگرنه از هلاکت ایمن نمی‏باشد که همانا خداوند، محمد(ص)را نشانه‌ی قیامت، مژده دهنده‌ی بهشت و ترساننده از کیفر جهنم قرار داد؛ او با شکمی گرسنه از دنیا رفت و با سلامت جسم و جان وارد آخرت شد، سنگی بر سنگی نگذاشت تا جهان را ترک گفت و دعوت پروردگارش را پذیرفت. وه! چه بزرگ است منّتی که خدا با بعثت پیامبر (ص)بر ما نهاده و چنین نعمت بزرگی به ما عطا فرمود؛ رهبر پیشتازی که باید او را پیروی کنیم و پیشوایی که باید راه او را تداوم بخشیم.[۹]» در بیشتر موارد انسان‌ها در برخورد با دنیا دچار افراط و تفریط می‌شوند. حضرت علی(ع)در خصوص نهی از افراط و تفریط و در برخورد با دنیا طی عیادتی که از علاء‌بن زیاد حارثی داشتند چنین فرمودند: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی؟ در حالى که در آخرت به آن نیازمندترى.آرى اگر بخواهى می توانی با همین خانه به آخرت برسى! در این خانه وسیع مهمانان را پذیرایى کنى؛ به خویشاوندان با نیکوکارى بپیوندى؛ و حقوقى که بر گردن تو است به صاحبان حق برسانى. پس آن‌گاه تو با همین خانه وسیع به آخرت نیز مى‏توانى پرداخت.» علاء گفت: «از برادرم عاصم بن زیاد به شما شکایت مى‏کنم.» فرمود: «چه شد او را؟» گفت: «عبایى پوشیده و از دنیا کناره گرفته است.» امام فرمود: او را بیاورید، وقتى آمد به او فرمود: «اى دشمنک جان خویش! شیطان سرگردانت کرده، آیا تو به زن و فرزندانت رحم نمى‌کنى؟ تو می پنداری که خداوند نعمت‏هاى پاکیزه‏اش را حلال کرده، امّا دوست ندارد تو از آنها استفاده کنى؟ تو در برابر خدا کوچک‏تر از آنى که این‌گونه با تو رفتار کند.» عاصم گفت: «اى امیر مؤمنان، پس چرا تو با این لباس خشن، و آن غذاى ناگوار به سر می بری؟» امام فرمود: «واى بر تو! من همانند تو نیستم، خداوند بر پیشوایان حقّ واجب کرده که خود را با مردم ناتوان همسو کنند، تا فقر و ندارى، تنگدست را به هیجان نیاورد و به طغیان نکشاند.[۱۰]»

لقمان در نصایح خود به فرزندش، شیوه‌ی برخورد با دنیا را چنین آموزش داده است: « دنیا دریایی است ژرف، چه بسیار کسانی که در آن غرق شدند؛ باید در آن به کشتی تقوا نشینی و آن را از ایمان پُر کنی و بادبانش را از توکّل برفرازی، ناخدای آن خرد و رهنمای آن دانش باشد و لنگری از شکیبایی برایش بسازی.[۱۱]»

[۱] . (انعام-۷۰ و ۱۳۰)، (اعراف-۵۱)، (لقمان-۳۳)، (فاطر-۳۳)، (جاثیه-۳۵) و (حدید-۱۴)
[۲] . نهج البلاغه، ترجمه دشتی، خطبه ۳۲
[۳] . همان، خطبه ۱۹۲
[۴] . همان، خطبه ۱۱۳
[۵] . همان، خطبه ۱۱۱
[۶] . نهج البلاغه، ترجمه دشتی، خطبه ۱۷۴
[۷] . نهج البلاغه، ترجمه دشتی، نامه ۶۸
[۸] . نهج البلاغه، ترجمه دشتی، حکمت ۳۶۷
[۹] . نهج البلاغه، ترجمه دشتی، خطبه ۱۶۰
[۱۰] . نهج البلاغه، ترجمه دشتی، خطبه ۲۰۹
[۱۱] . اصول کافی، ج ۱، ص۱۶، کتاب العقل، ح ۱۲

اشتراک گذاری مطلب:
Email this to someone
email
Tweet about this on Twitter
Twitter
Share on LinkedIn
Linkedin

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × 1 =

۲ دیدگاه‌

  1. ناشناس گفت:

    بسیار سپاسگزارم. خیلی مطلب دلنشین و کاربردی بود. ممنون