چگونه کشتی ذهن را به ساحل امن الهی برسانیم؟

کنترل ذهن

انسان، موجودی دوبعدی است؛ یک بعد او معنوی و دیگری بعد مادی می‌باشد و از آن‌جا که راز خلقت امتحان و آزمایش است خداوند در این دنیا برای هر انسانی مَلَکی و شیطانی قرار داده است تا بر اساس تصمیم‌گیری‌هایی که بر سر دو راهی‌ها انجام می‌دهد شایستگی هر انسانی معلوم گردد. انسان‌ها معمولاً قبل از هر کاری با درونشان مشورت می‌کنند و این مشورت در ذهن صورت می‌گیرد که اگر انسان در ذهن خویش پیرو خدا باشد خداوند عزّوجلّ در عمل به او یاری می رساند تا طبق نظر خودش عمل نماید ولی اگر در ذهن خود پیرو نفس، شیطان و دنیا باشد طبق نظر آن‌ها رفتار می‌کند. پس ذهن انسان نقش حیاتی در سر نوشت او دارد. اگر ذهن انسان مشغول به دنیا باشد فقط دنیا درست می‌کند؛ اما اگر مشغول به خدا باشد هم دنیا درست می‌کند و هم آخرت؛ چراکه ذهن مشغول به دنیا هیچ‌وقت نمی‌گوید آخرت درست کن ولی ذهن مشغول به خدا می‌گوید هم دنیا درست کن و هم آخرت، به شرط این‌که دنیا، آخرتت را خراب نکند.

در واقع اگر خوبی درون بر بدی آن بچربد بیشتر به سمت خوبی راهنمایی می‌کند ولی اگر درون متمایل به بدی باشد به بدی راهنمایی می‌کند. برای داشتن یک درون خوب، باید از شاکله جسمانی و روحانی پاک برخوردار بود؛ زیرا درون خوب، بد را خوب می‌بیند چون فقط به خوبی‌های بد توجه دارد؛ اما درون بد، فقط به بدی‌های خوب کار دارد به همین خاطر درون بد، خوب را بد جلوه می‌دهد. مشورت با درون خوب و یا بد دقیقاً مثل این می‌ماند که انسان برای مشورت پیش آدم خوب یا بد برود که ‌اگر پیش انسان خوب برود راه درست را نشانش می دهد؛ اما اگر پیش آدم بد برود راه بد را نشانش می‌دهد.

پس جنگ انسان با شیطان در ذهن است نه در دل. اگر انسان در این جنگ ذهنی شکست بخورد دروازه دل (عقل) خراب می‌شود و شیطان می‌تواند به راحتی وارد دل بشود و سرزمین دل را تسخیر نماید و بدین شکل نگذارد عملکرد انسان همراه با کردار و گفتار مثبت باشد و متأسفانه این‌قدر این کار را با ظرافت انجام می‌دهد که انسان باور نمی‌کند ملعبه شیطان شده است.

حال که مقدمه هرکاری از ذهن شروع می‌شود و به عمل ختم می‌گردد لازم است توصیفی اجمالی از ذهن داشته باشیم. ذهن در اصطلاح ظاهری همان مغز فیزیکی انسان است که در آن همه چیز پردازش می‌شود و از آن‌جا فرمان به اعضای بدن صادر می‌گردد؛ اما در اصطلاح عرفان ذهن همان قوه دار‌که روح می‌باشد که گفتار و کردار خوب یا بد در آن ثبت می‌شود و قابلیت تغییر دارد‌ . ذهن انسان با سه حالت منفی، خنثی و مثبت روبرو می باشد.

حالت منفی ذهن

حالت منفی ذهن زمانی بر انسان مستولی می‌شود که انسان خود را به اسارت دشمنان خود و خدا (نفس، شیطان، هوس و دنیا) درآورد. انسان در حالت منفی در اصل عبد شیطان است؛ زیرا افکار، گفتار و کردارش یا شیطانی یا نفسانی و یا دنیاییست. انسانی که بر اثر تلاش‌های شیطان از آخرت غافل شده، مانند حیوانیست که بیشتر در عالم دنیا همّ و غمّش خوراک، پوشاک و مسکن می‌باشد. این انسان ذهنش کاملاً در اختیار شیطان قرار گرفته و همواره مشغول به غیر خداست و این اتفاق روی نمی‌دهد مگر به دلایل ذیل:

  • عدم مراقبه و محاسبه از خویش و درنتیجه قوی شدن حالت‌های بد نفس
  • موافقت‌های مکرر با دشمنان خدا (نفس، شیطان، دنیا و هوس)
  • مشغول شدن ذهن به وسوسه‌ها و افکار مباح غیرضروری و از این شاخه به آن شاخه پریدن ذهن توسط شیطان و پیروی تدریجی از او
  • مشغول شدن بیش از حد به کارهای مباح ضروری
  • مشغول شدن ذهن به نیازهای مادّی که یکی از ظریف‌ترین ترفندهای شیطان است که بوسیله بازی افراط وتفریط شکل می‌گیرد و بدین شکل انسان را گرفتار دنیا می‌نماید به طوری‌که فکر انسان نسبت به نیازهای دنیایی‌اش بیش از نیازهای آخرتی‌اش می‌شود که اگر انسان نخواهد به راهنمای خدایی‌اش گوش کند باید تسلیم این خود معیوب و عقل ناقصش بشود و در نهایت به علت همراه شدن با استاد گمراهی (شیطان) خسر الدنیا و الاخره می‌گردد.

پس حالت منفی ذهن مانند کشتی غرق شده در دریاست که مملو از لجن شده است. اما حالت خنثی ذهن چگونه اتفاق می‌افتد؟

حالت خنثی ذهن

برای اینکه کشتی غرق شده ذهن را از حالت منفی به خنثی تبدیل کنیم ابتدا باید تمام این لجن‌های کشتی را بوسیله اقدامات ذیل لایروبی نموده تا کشتی غرق شده ذهن شناور شود؛ یعنی به حالت خنثی برسد:

۱- پاک کردن شاکله جسمانی بوسیله روزه گرفتن و توسل به اهل‌بیت (ع)
۲- نخوردن لقمه حرام و شبهه
۳- به اندازه خوردن
۴- رنگی نخوردن (هم‌زمان دو سه نوع نخوردن) ۵- طبق مزاج غذا خوردن
۶- زیاد لذیذ نخوردن
۷- رعایت کردن حدوحدود در حلال الهی (به اندازه خوردن، خوابیدن و آشامیدن)
۸- بیهوده نشنیدن
۹- بیهوده ندیدن
۱۰- بیهوده نگفتن
۱۱- پذیرفتن تمام وضعیت‌ها به‌عنوان امتحان و یا تنبیه خود (جهت جلوگیری از ساعت‌ها مشغول شدن ذهن به هر وضعیت توسط نفس و شیطان).

این‌که در موارد فوق به بحث خوردن و رعایت حدوحدود در حلال الهی، به‌ویژه حلال بودن لقمه اشاره شده از این بابت است که شکم با ذهن ارتباط مستقیم دارد؛ چراکه اگر لقمه حرام وارد شکم انسان بشود شیطان بر او تسلط می‌یابد و ذهنش را در اختیار می‌گیرد و با وسوسه‌های حرام انسان را به گناه می‌اندازد و هدایت را از او ساقط می‌کند‌. به علاوه این‌که هرچه انسان در خوردن، آشامیدن و خوابیدن کمتر مراقبه و محاسبه داشته باشد کنترل ذهنش نیز مشکل‌تر می‌شود؛ در نتیجه در آن‌چه می‌بیند و می‌شنود دیگر نمی‌تواند جنبه مثبت آن را در نظر بگیرد چون‌ شیطان‌ در ذهن با او همراه شده و مانند یک رفیق بد در وضعیت‌ها برای تخریبش او را یاری می‌کند تا بدین‌شکل گرفتار شود؛ اما اگرانسان بتواند بوسیله مراقبه و محاسبه در حلال خدا، بوسیله ذکر و … خدا را با خود همراه کند خداوند مانند یک رفیق دلسوز، زمانی که انسان در وضعیت‌های بد قرار می‌گیرد نمی‌گذارد دوستش راه را به بیراهه برود. پس انسان منهای خدا می‌شود به اضافه شیطان و به اضافه شیطان یعنی روز به روز از خدا دور شدن و به شیطان نزدیک شدن.

لازم به ذکر است بعد از اقدامات فوق، ذهن را باید تمرین داد؛ چراکه مدت مدیدی ذهن در اختیار انسان نبوده و حال باید با تمرین‌هایی مانند بی‌اعتنایی به هر آن‌چه ذهن به آن عادت داشته، بوسیله ذکر گفتن و مشغول کردن ذهن به هر آن‌چه که خدا می‌گوید، ذهن را پیرو خدا کند و بتواند اختیار ذهن را در دست بگیرد و به حالت خنثی برساند؛

روی همین حساب ذکرهای دفع شیطان برای کسی که به کارش اعتماد، یقین و توکل دارد ضروری است. بهترین ذکرها برای مقابله با تیرهای سمی دشمن:

  • افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد
  • بسم الله الرحمن الرحیم لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
  • حسبنا الله و نعم الوکیل

می‌باشند. این ذکرها بهترین تیرهای رحمانی برای دفع تیرهای شیطانی به شمار می‌آیند. از جایی که شیطان شریک نفس می‌باشد پس اعتناکردن به نفس به شیطان قدرت می‌دهد تسلطش بر ذهن انسان بیشتر شود روی همین حساب جهاد با نفس واجب است و هر کس در مبارزه با نفس ضعیف عمل کند شیطان را بر خود مسلط کرده است. به همین خاطر باید قبل از گفتن ذکرهای دفع شیطان ذکرهای نفس:

  • یا زکی الطّاهر من کل آفه بقدسه
  • یا دائم یا قائم

را فراوان بگوید تا ذهن را از اسارت دشمنانش آزاد نماید و با رسیدن به تقوا و اخلاص، ذهن را به حالت مثبت هدایت کند.

حالت مثبت ذهن

حالت مثبت ذهن حرکت دادن کشتی ذهن به سوی ساحل امن الهی است؛ چراکه انسان اشرف مخلوقات است و باید همیشه افکارش متصل به دریای بیکران الهی باشد. در این حالت، ذهن کاملاً در کنترل انسان قرار می‌گیرد و انسان می‌تواند آن را به هر چیزی که او را به خدا نزدیک می‌کند مشغول کند از جمله:

  • توجه به نعمت‌های الهی و شکرگزاری در خصوص آن‌ها
  • توجه به تفاوت‌ها و هماهنگی‌های موجودات با یگدیگر جهت پی‌بردن به قدرت آفریننده
  • فکر کردن راجع به هدف خلقت عالم و هدف آفرینش انسان

و بدین شکل در راستای پرورش روح و تکامل آن سیر صعودی را طی نماید.

در آخر

هر انسانی که ذهنش را به حال خود رها کند و با یاد خدا ذهن را در اختیار نگیرد، شکستش قطعیست؛ چراکه شیطان دشمن آشکار انسان‌هاست و هیچ‌گاه از وسوسه و فریب آن‌ها دست‌بردار نیست. بزرگ‌ترین دام شیطان برای کسی که مدتی در مسیر حق تلاش کرده وسوسه‌ همراه با توجیه‌گریست. مسلما یک بنده خوب دعوت مستقیم شیطان به گناه را اجابت نمی‌کند؛ اما وسوسه‌هایی که ظاهرش خیر، راست یا حق است را هر کسی نمی‌تواند تشخیص بدهد. خیری که از طرف شیطان باشد مقدمه گمراهیست. اما آیا همه قادر هستند خیرهای شیطانی را تشخیص بدهند؟ در پاسخ باید گفت: «خیر». از آن‌جا که حرف‌های خیر و حق شیطان ظاهری کاملاً رحمانی دارند معمولاً همه انسان‌ها قادر به تشخیص آن نیستند و متأسفانه در این زمینه غالباً فریب شیطان را می‌خورند. مثلاً گاهی شیطان از درون، واعظ انسان می‌شود. حرف‌هایی کاملاً مطابق حق می‌زند؛ اما لابلای این حقگویی با توجیه‌های به ظاهر حق، باطلی را به خورد انسان می‌دهد. این‌جاست انسانی که تا دیروز دلش به خدا نزدیک بوده و همه جوره به حرف حق عمل می‌کرده، به دلیل عدم‌ مراقبه‌و‌محاسبه، عدم مخالفت با نفس و رها کردن خاکریزهای دفاعی در مقابل دشمن در ذهن خویش پیرو شیطان شده و درنتیجه در ذهن و فکرش از خدا خرده می‌گیرد و دیگر نمی‌تواند مانند گذشته مطیع و تسلیم حق باشد. این در صورتی است که اگر خداوند به او رحم نکند بر اثر اعتماد به درون خراب و این خود معیوب، شیطان پله پله او را به هلاکت و گمراهی می‌کشاند و تا او را تا سرحد نابودی پیش نبرد رهایش نمی‌کند.

همین که شیطان بتواند کاری کند انسان در ذهنش با غیر خدا مشغول شود، موفق شده او را با ظاهری عاقلانه و کاملاً حق به جانب در جبهه مخالف و روبروی خدا قرار دهد. پس بدین شکل نظرات و سخنان خدا را با عقل خراب خود می‌سنجد و هرجا که حرف خدا با دید نفسانی، دنیایی و شیطانی او خلاف عقل و منطق خودش به نظر برسد به آن بی‌اعتنایی نموده و طبق میل خود عمل می‌کند. تمام تلاش شیطان بر این است که دید انسان را نسبت به خدا و اهل‌بیت (ع) خراب نماید تا او نتواند در هر زمینه‌ای به قضاوقدر الهی راضی شود و به‌جای نارضایتی از اوضاع معنوی، او را با نارضایتی نسبت به اتفاقات زندگی و اوضاع مادّی درگیر کند. بدین ترتیب انسانی‌که باید تمام همّ و غمّش تلاش در جهت اصلاح درون و مخالفت با گناهان درونی و بیرونی باشد؛ تبدیل به یک انسان نفسانی و دنیایی می‌شود که تنها به فکر بهتر شدن دنیا و رفاه و آسایش دنیوی خویش است بدون این‌که آبادانی و اصلاح آخرت را مدّ نظر قرار بدهد. هر انسانی که جز رضای خداوند، رضایت خود و دیگران را لحاظ کند از این تیرهای مسموم شیطان در امان نخواهد بود و آرام‌آرام در تمام امورات زندگی پیرو نفس و شیطان خواهد شد و چقدر قبیح است عبد شیطان شدن پس از عبد خدا شدن!!!!!!! لعنت به این همه بی‌معرفتی انسان که خدایش را در غربت و انتظار بازگشتش نگه داشته است. بیایید همه به دشمنان خدا بفهمانیم ما کسی نیستیم که نمک بخوریم و نمکدان بشکنیم.

ما شیعه حیدر حق شناسیم * ما شیعه حیدر بت شناسیم * روا مباد که بتی را بپرستیم

از نمک نشناس‌ها آزار دیدن سخت نیست *** درد دارد خوردن زخم از نمک پروده ای


جهت دانلود نسخه PDF جزوه مورد نظر می‌توانید از دکمه زیر استفاده کنید:

دانلود – کشتی ذهن در ساحل امن الهی

مطلب مرتبط:

چگونگی تسلط شیطان بر ذهن و رهایی از آن


اشتراک گذاری مطلب:
Share on Facebook
Facebook
Email this to someone
email
Tweet about this on Twitter
Twitter
Pin on Pinterest
Pinterest
Share on LinkedIn
Linkedin

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × یک =

۴ دیدگاه‌

  1. ناشناس گفت:

    احسنت بر شما. خیلی جامع و کامل توضیح دادید. اجرکم عندالله. ان شاءالله با عمل به این دستورات مهم و کلیدی و رسیدن به نتیجه مطلوب شکرگزار عملی در برابر این لطف خداوند باشیم.

  2. ناشناس گفت:

    خیلی عالی و کامل
    بسیار لذت بردیم
    سپاس از زحمات شما