راه نجات از افراط و تفریط (۲)

هیئت عاشقان امامت و ولایت- راه نجات از افراط و تفریط 2

گام نخست برای نجات از افراط و تفریط مبارزه با جهل و کسب علم است؛ اما نکته قابل توجّه این است که باید هم‌زمان با کسب علم، علاوه بر عمل به آن، تزکیه‌ی نفس هم صورت گیرد تا انسان دچار افراط و تفریط نگردد.

پیامبر اکرم (ص)فرمود: «پناه می‌‏برم به خداوند عالم، از علمى که نفع نداشته باشد و آن علمى است که همراه با عمل‏ نباشد و از اخلاص خالى باشد و باعث نشود انسان از عذاب الهی نجات یافته و به قرب او برسد[۱].» و در جای دیگری فرمود: «طلب کردن علم‏ و تحصیل آن، واجب است بر همه کس، چه مرد و چه زن، و این علم که تحصیلش بر همه کس واجب است، راه بردن است به مصالح و مفاسد نفس، که چه چیز موجب صلاح نفس است و چه چیز باعث فساد آن[۲].»

همچنین از حضرت امیر المؤمنین (ع)مروى است که فرمود: «در جهنّم آسیابى است که همیشه در چرخش است و خرد مى‏ کند.» پرسیدند: «چه چیز خرد مى‏ کند؟» حضرت فرمود: «علماى فاجر را که به علم‏ خود عمل‏ نمى‏کنند، و قاریان قرآن را که فاسق باشند و بى ‏تأمّل و تفکّر و بى ‏خشوع و خضوع قرآن خوانند[۳].»

اگر فرد مهذّبی عالم نباشد حتماً ملعبه‌ی شیطان می‌گردد؛ و برعکس اگر عالمی هم غیرمهذّب باشد باز هم ملعبه‌ی شیطان است؛ چرا که هنوز شیطانی که خود عالم جاهل است بر او تسلّط دارد و در واقع یک عالم جاهل سرپرستی او را به عهده گرفته و از آن علم بر علیه خود آن عالم استفاده می‌کند تا او را مثل خود عالم جاهل کند. عالم جاهل به کسی گفته می‌شود که به علمش عمل نکند؛ یعنی هنوز از جهلش بیرون نیامده باشد، مانند شیطان که علم دارد اما به آن عمل نمی‌کند.

بنا به فرموده امام خمینی (ره): «اگر تهذیب در کار نباشد، علم توحید هم به درد نمی‌خورد«الْعِلْمُ هُوَ الْحِجابُ الْاکْبَرْ» هرچه انباشته‌تر بشود علم، حتی توحید که بالاترین علم است، انباشته بشود در مغز انسان و قلب انسان، انسان را اگر مهذّّب نباشد، از خدای تبارک و تعالی دورتر می‌کند. باید کوشش بشود در این حوزه‌های علمیّه، چه حال و چه بعدها کوشش بشود که این‌ها را مهذَّب کنند.[۴]»

بنابراین اگر شیطانی که بر دل انسان مسلّط است، به‌وسیله تهذیب نفس از دل بیرون نرفته باشد و سرزمین دل از لوث وجود شیطان پاک نگشته و انسان هنوز از اسارت شیطان بیرون نیامده باشد، مسلّماً علم چنین شخصی راه‌گشا و هدایت‌کننده نیست؛ چرا که مفسّر او در علمش، همین شیطان وسوسه‌گر است و شیطان با وسوسه‌گری‌هایش نمی‌گذارد او مطیع اوامر الهی گردد و حتماً در این مسیر او را به افراط و تفریط گرفتار می‌کند. امام صادق (ع)می‌فرماید: «هیچ قلبی نیست مگر این‌که دارای دو گوش است در کنار یکی از آن‌ها فرشته‌ای است که ارشاد و راهنمایی به سعادت می‌کند و در کنار دیگری، شیطانی است، گمراه کننده، این وا می‌دارد و دیگری باز می‌دارد؛ شیطان او را به معصیت دستور می‌دهد و فرشته او را از مخالفت الهی می‌ترساند[۵].»

بنابراین تنها کسانی می‌توانند دین را بدون افراط و تفریط در خودشان پیاده نمایند که با جهل مبارزه کنند و به‌وسیله جهاد اکبر نفسشان را مهار کرده و با ریاضت‌های شرعی و دینی، خودشان را کاملاً مطیع، تسلیم و فرمانبردار اوامر الهی نموده باشند و پیرو اهل‌بیت (ع)بوده و پا جای پای آنان بگذارند و حبّ دنیا، یعنی علاقه‌های غیرخدایی را از دل ریشه کن کرده و حبّ خدا را جایگزین کرده باشند و با مخالفت‌های سرسختانه با وسوسه‌های شیطان گمراه‌کننده، روز به روز قدرت این ملعون را بر وسوسه کردن خود کمتر نموده و در واقع او را مهار کرده و با غل و زنجیرِ اطاعت از فرامین الهی و احکام و دستورات دین مقدس اسلام، بر دهانش مهر زده باشند. چنین کسانی هیچ‌گاه از مسیر سعادت و هدایت الهی دور نخواهند شد و قطعاً به سلامت معنوی دست می‌یابند و مسیر سعادت را بدون افراط وتفریط طی می‌نمایند و در نهایت سالم از این دنیا خارج می‌شوند. همچنین کسانی که نسبت به دین الهی، قرآن و روایات اهل‌بیت (ع)شناخت کافی دارند و با تفاسیر دقیق قرآن آشنایی داشته و آیات محکم را می‌شناسند و به آن‌ها عمل می‌نمایند و با علم به آیات متشابه از آن‌ها دوری می‌گزینند، قطعاً در مسیر جهاد اکبر به اعتدال و میانه‌روی رفتار می‌نمایند و با مجاهدت و تلاش روزافزون به سمت جلو گام برمی‌دارند.

پیامبر اکرم (ص)فرمود: «حلالی روشن و حرامی روشن وجود دارد، در این میان اموری است مشتبه، پس هر کس شبهات را رها کند، از حرام‌ها نجات یابد و هر کس شبهات را بگیرد مرتکب حرام‌ها شود و به هلاکت افتد[۶].»

با این اوصاف اگر انسان عالم هم باشد ولی شیطان، نفس و دنیایش را مهار نکرده باشد، حتی اگر کنار حق هم باشد باز هم در اجرای دین گرفتار افراط و تفریط می‌شود و به دین خدا ضربه وارد می‌کند. پس در کنار حقّ بودن به تنهایی کافی نیست؛ بلکه مطیع و تسلیم محض بودن در برابر حقّ مهم است و انسان را نجات می‌دهد. شاید برخی افراد از رسول خدا (ص) دور بودند، رسول خدا(ص)را هم ندیده بودند؛ اما مطیع و تسلیم رسول خدا (ص)بودند و به همین علّت سعادتمند شدند.

پیامبر اکرم (ص)روزى به یاران خود فرمود: «مژده باد بر شما درباره‌ی مردى از امت من که نامش اویس‏ قرنى‏ است که شفاعت او در مورد گروه‌هایى که به اندازه‌ی قبیله‏ هاى ربیعه و مضر باشند، پذیرفته است.» آنگاه به عمر فرمودند: «اى عمر! اگر او را دیدى سلام مرا به او برسان[۷].»همچنین ایشان در جای دیگری فرمود: «گروهی در آخرالزّمان خواهند آمد که یقین و ایمان آنان موجب شگفتی خواهد بود با این‌که (هیچ) پیغمبر (و امامی) را ندیده و حجّت ظاهری از آنان پوشیده شده است، آنان فقط با دیدن آثار (و قرائن و شواهد)، ایمان می‌آورند[۸].»

نکته قابل توجّه در مبارزه با دشمنان خدا (شیطان، نفس و دنیا) این است که درست است نمی‌توان نفس را کشت؛ اما می‌توان با ریاضت‌های درست و شرعی، و با مجاهدت و تلاش در راه خودسازی، نفس را تسلیم اوامر و نواهی الهی کرد و او را از افراط و تفریط باز داشت. چنان‌چه قرآن می‌فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا﴿۹﴾»«هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده، رستگار شده (شمس- ۹).»یا به عبارت دیگر می‌توان نفس را اسیر خداوند عزّوجل کرد به‌گونه‌ای که خواسته‌های او با خواسته‌های خداوند عزّوجل یکی شود؛ زیرا اگر خواسته‌ی انسان با خواست خدا یکی نباشد، حتماً گرفتار افراط و تفریط می‌گردد و از حیوان پست‌تر شده و حرکت در این مسیر، روز به روز او را به سقوط نزیک‌تر کرده و سیر نزولی‌اش را بیشتر می‌کند تا جایی که او را به اعماق جهنم می‌کشاند.

«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لَّا یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا یَسْمَعُونَ بِهَا أُولَٰئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَٰئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ»«به یقین، گروه بسیارى از جنّ و انس را براى دوزخ آفریدیم؛ آن‌ها دل‌هایی (عقلهایی) دارند که با آن (اندیشه نمى‏ کنند، و) نمى ‏فهمند؛ و چشمانى که با آن نمى ‏بینند؛ و گوش‌هایى که با آن نمى شنوند؛ آن‌ها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراه‌تر! اینان همان غافلانند (چرا که با داشتن همه‏ گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند)! (اعراف-۱۷۹).»از طرفی، شیطان را هم نمی‌توان کشت؛ اما می‌توان با مخالفت کردن با او و بی‌اعتنایی به وسوسه‌هایش روز به روز قدرت وسوسه‌گری‌اش را کم نمود تا جایی که با مداومت و استقامت در این مسیر بتوان به یاری خداوند او را مهار کرد.در حدیث است که شما شیطان‏ خبیث را عادت‏ می‌دهید که هر ساعت و هر لحظه شما را وسوسه کند که در این صورت بیشتر طمع خواهد کرد. شیطان‏ خبیث خیلى خوش‌عادت‏ است؛ و مى‏ خواهد انسان را مطیع خودش کند، و اگر نافرمانى شود، از انسان دور می‌شود[۹]. «إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِکُونَ »«تسلّط او (شیطان) تنها بر کسانى است که او را به سرپرستى خود برگزیده‏‌اند، و آن‌ها که نسبت به او [خدا] شرک می‌ورزند (و فرمان شیطان را به جاى فرمان خدا، گردن می‌نهند) (نحل-۱۰۰).»

[۱] . مصباح الشریعة، ترجمه و شرح عبد الرزاق گیلان، ص ۳۸۶
[۲] . مصباح الشریعة، ترجمه و شرح عبد الرزاق گیلان، ص ۳۳
[۳] . مصباح الشریعة، ترجمه و شرح عبد الرزاق گیلان، ص ۴۱۵
[۴] . صحیفه امام خمینی، ج ۱۳، ص۴۲۰
[۵] . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۶۶
[۶] . وسائل‏الشیعة، ج ۲۷، ص ۱۵۷
[۷] . روضة الواعظین، ترجمه مهدوى دامغانى، ص ۴۶۸
[۸] . الواعظ، ترجمه عطاردی، ص۳۳
[۹] . گزیده کافى، ج‏۲، ص۲۷۰

اشتراک گذاری مطلب:
Email this to someone
email
Tweet about this on Twitter
Twitter
Share on LinkedIn
Linkedin

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

12 + چهارده =

۱۰ دیدگاه‌

  1. ناشناس گفت:

    بسیار زیبا توضیح دادید متشکرم

  2. ناشناس گفت:

    بسیار زیبا توضیح دادید ممنونم

  3. ناشناس گفت:

    بسیار زیبا توضیح دادید ممنونم

  4. ناشناس گفت:

    مطلب زیبا و ارزشمندی بود از زحمات شما متشکرم

  5. ناشناس گفت:

    چه مطلب زیبایی!واقعا خداوند به شما خیرات و برکات روزافزون عنایت فرمایید که با این شفافیت در عین سادگی مطالب را گردآوری کرده و توضیح میدهید.صمیمانه از شما سپاسگزارم🌺🌺🌺