راز اختلاف نظرها

راز اختلاف نظرها

یک عملی از یک شخص در یک محیط، در یک ساعت صادر می‌شود، دو نفر که این عمل را می‌بینند، یکی که با وی دشمن است آن عمل را بد می‌بیند و آن یکی که با وی دوست است، آن عمل را خوب می‌بیند.
در واقع به علت عدم آزادی و اسیر هوای نفس بودن بیننده است که آن عمل را عیناً خوب یا بد می‌بیند. بسیاری به واسطه‌ی آن اسارتی که دارند و آن گرفتاری که در باطن خودشان به آن مبتلا هستند و آن شیطانی که در نفس انسان فعال است نمی‌گذارد که انسان آزادانه حکم کند و آن طور که واقعیت است ادراک نموده و بازگو نماید. به عبارت دیگر؛ به واسطه عبودیت و بندگی خود و قوای شیطانی‌اش و سلطنتی که شیطان بر او دارد یا واقعیت را ادراک نمی‌کند و یا اگر ادراک نمود، نمی‌خواهد اظهار کند.

به واسطه‌ی علاقه‌ای که انسان به خود و وابستگانش دارد (که آن هم به خاطر علاقه به خود است) تعریف ها و تکذیب هایش نیز تحت تاثیر واقع می‌شوند. به طور مثال: این چون پسر من است، برادر من است، هم مسلک من است و…
این همه (من) است و تمام این موارد در انسانهای عادی بر می‌گردد به خود (من) و اگر از کس دیگری هم تعریف کند از باب اینکه به او متعلق است تعریف می‌کند.

اگر انسان بنشیند و با خودش فکر کند که چه شده است که این عملی که از دشمن من صادر شده با هیاهو و بزرگنمایی آن را بد جلوه می‌دهم؛ اما هنگامی که همان عمل را به دوستم نسبت می‌دهند، از آن تعریف نموده و عیب پوشی می‌کنم!!
اگر انسان واقعا بخواهد بفهمد که خودش چکاره است باید این موازین را ملاحظه کند.
اگر عمل خوبی از دشمن صادر شد، آن عمل خوب را ستایش کند، ببیند چنین هنری دارد؟
و اگر یک عمل بدی از دوستی صادر شد آن را بد بداند ‌و بگوید بد است.
نمی‌گویم که اسرار مردم را فاش کند؛ خیر منظور این است که در تنهایی با خودش فکر کند.
البته فاش نمودن اسرار مردم هر چه باشد بر خلاف اسلام است و غیبت و تهمت محسوب می‌شود. و همه اینها از مکاید و نیرنگهایی است که انسان به آن مبتلاست. لکن ابتلای انسان به خودش از همه ابتلاها بالاتر است.

اگر انسان به حسب نفس بر خودش سیطره پیدا کند، دیگر اهل دنیا نیست؛ حتی اگر مانند حضرت سلیمان(ع) و امثال او همه دنیا را هم داشته باشد. اما انسان در این غفلتی که ما به آن دچاریم، اهل دنیاست. دنیای دنی و پست.
انسانی که تحت نفوذ ریاست‌ها و مقامات باشد؛ یعنی تحت نفوذ و سیطره دنیاست. همه‌ی اینها در اسارت دنیا بودن است و هرچه سعه سلطنت زیادتر شود، اسارتها نیز زیادتر می‌شود. من اسیر آن هستم و خود ملتفت نیستم.

آیت الله خمینی (ره)

اشتراک گذاری مطلب:
Email this to someone
email
Tweet about this on Twitter
Twitter
Share on LinkedIn
Linkedin

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو × 1 =

۱۰ دیدگاه‌

  1. ناشناس گفت:

    ممنونم از شما خدا خیرتان بدهد

  2. ناشناس گفت:

    بسیار متشکرم از این حسن انتخاب
    خیلی زیبا و جالب بود ، ممنونم

  3. ناشناس گفت:

    تشکر فراوان، موفق باشید

  4. ا - م گفت:

    ممنون از زحمات خوبتون

  5. ناشناس گفت:

    بسیار عالی بود متشکرم