جبر و اختیار از دید اصلاح

جبر و اختیار

عالم هستی بدست مسبب الاسبابی که اختیار تمام بندگانش در ید قدرت اوست، اداره می‌گردد.
هیچ بنی بشری تا خداوند نخواهد نمی‌تواند به کسی سود و یا زیان‌ برساند؛ چرا که اختیار بندگان‌ در راستای اختیار خداوند می‌باشد. روی همین حساب از دید اصلاح هم جبر است و هم اختیار. منظور از جبر و اختیار این است که شما بطور مثال اختیار می‌کنید خوب باشید. برای خوب بودن باید یکسری اعمال خوب را جبرا انجام بدهید؛ چون اگر انجام ندهید هدایت نمی‌شوید. پس اختیار فقط به نیت کردن نیست، بلکه همراه با عمل کردن جبری به یکسری اعمال خوب است.
مثلا شما برای ایستادن باید پا داشته باشید. اختیارا می‌توانید یک پا را جمع کنید اما نمی‌توانید هم زمان هر دو پای خود را از روی زمین بردارید. پس بالاجبار برای ایستادن باید لاقل یک پایتان روی زمین باشد.
در این مثال هم اختیار بود و هم جبر.

پس اگر خداوند به انسان اختیار داده آن را تماما به دست انسان نداده که هر کاری دوست دارد بکند. خداوند حکیم برای بندگانش در عالم دنیا هم مربی قرار داده و هم کتاب.
بله انسان اختیار دارد انتخاب بکند اما اگر می‌خواهد خوب باشد باید به حرف معلم و کتاب گوش کند. حال اختیار با خود انسان است می‌خواهد گوش کند یا نکند. اگر گوش کند به‌ بهشت می‌رود و اگر گوش نکند به جهنم می‌رود. بعضی ها فکر می‌کنند این جبر است. می‌گویند این چه اختیاری است که اگر گوش نکنیم به جهنم می‌رویم؟ و به اشتباه نتیجه می‌گیرند جبر است.
خیر، جبری در کار نبوده. چرا؟ چون خود انسان خوبی و یا بدی را انتخاب می‌کند، و این‌ طبیعی است که اگر انسان بدی را انتخاب کند تاوانش را می‌بیند.
بنابراین خداوند می‌فرماید: درست است که من به انسان اختیار دادم، اما نمی‌تواند به هرکس که دوست دارد سود یا زیان برساند؛ چون من خداوند عادل هستم و به کسی چنین اجازه ای نمی‌دهم. من همه‌ی اختیار را به انسان ندادم که هر کاری که‌ می‌خواهد بکند و بازخواست نشود. بلکه اختیار انسان را در راستای اختیار خودم‌ قرار دادم تا بوسیله جهل و نادانیش همه چیز را‌ خراب نکند.
انسان اراده می‌کند و من هم اراده می‌کنم، در آخر آن چیزی می‌شود که من می‌خواهم.
چون‌ که من هم خالق هستم و هم عالِم.
پس جبر این نیست که شما را‌ مجبور به‌‌کاری کرده باشم. اگر جبری هم هست به خاطر جلوگیری از هرج و مرج در عالم هستی می‌باشد. بله اختیار دارید اما تا جایی که از خط قرمزهای من عبور نکرده باشید.

راز خلقت امتحان و آزمایش است و باید بد از خوب مشخص بشود. باید به انتخابی که می‌کنید عمل نمایید تا خیر یا شرش را ببینید.
در نتیجه این “جبر و اختیار در راستای اصلاح” یک قانون است.

اشتراک گذاری مطلب:
Email this to someone
email
Tweet about this on Twitter
Twitter
Share on LinkedIn
Linkedin

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یازده − 3 =

۱۴ دیدگاه‌

  1. ناشناس گفت:

    تشکر بابت این مطلب آموزنده دست‌ گل شما درد نکند

  2. ناشناس گفت:

    بسیار خوب و قابل فهم بیان شده بود. بسیار متشکرم.

  3. ناشناس گفت:

    سپاسگذارم از شما

  4. ناشناس گفت:

    ممنون که با این توضیح شفاف، سردرگمی بین جبر و اختیار را پایان دادید. اجرکم عندالله

  5. ا - م گفت:

    خیلی ممنون که مسئله جبر و اختیار را به این خوبی بیان فرمودید.

  6. ناشناس گفت:

    دست گل شما درد نکند. سپاس

  7. ناشناس گفت:

    ممنون بابت این مطلب آموزنده