بی تفاوتی

بی تفاوتی

خداوند، انسان را موجودی اجتماعی، اهل تعاون و مرتبط با سایر انسان ها خلق نموده است.
همه دستورات اسلام چه فردی و چه اجتماعی برای سلامت جامعه و به تکامل رسیدن همه انسانهاست؛ چراکه رفتار کلی جامعه به تبعیت اکثریت افراد ازمحور حق یا باطل بستگی دارد به همین خاطر در اسلام برای بهره‌مندی از کل جهان آفرینش، قوانین و مقرراتی بیان شده که نمود عینی عمل به آن‌ها در سیره پیامبر اکرم (ص) و سایر معصومین (علیهم السلام) آمده است. بر همین اساس بی تفاوت نبودن و مسئولیت داشتن در برابر رفتار فرد فرد جامعه بسیار حائز اهمیت است.

ریشه‌های بی‌تفاوتی در جامعه

حال می خواهیم به بررسی ریشه های بی‌تفاوتی در جامعه بپردازیم.
بی‌تفاوتی چه در برابر بدیها، عیوب و نقطه ضعف‌های افراد و چه در برابر خوبی‌ها و پیشرفت‌های آنان امری مذموم و ناپسند است ، البته اثر مخرب بی‌تفاوتی در برابر خوبی‌ها بسیار بیشتر از بی‌تفاوت بودن در برابر بدی هاست؛ چراکه این امر باعث می‌شود میل به خوبی که اصلی ترین وسیله سعادت انسان است از بین برود و روح یأس و نا امیدی بر جامعه حاکم شود. چنین جامعه‌ای حتی اگر بالاترین تکنولوژی و بهترین امکانات مادی را دارا باشد از نشاط باطنی و پویایی روحی بهره‌ای نبرده است.
معمولا بی تفاوتی در جامعه بر اساس یکسری داشته ها و نداشته ها اتفاق می‌افتد که در ذیل به آنها اشاره می‌کنیم:

۱- بی‌تفاوتی بر اثر فراموشی معاد:

اگر در جامعه‌ای یاد مرگ و توجه به معاد به فراموشی سپرده شود؛ همه خوبی‌ها در آن جامعه از بین می‌رود و همه بدی‌ها آشکار می‌شود.در چنین شرایطی افراد جامعه با حرص و ولع فراوان به جان دنیا افتاده و عمرشان را در راه طلب دنیا نابود می‌کنند و نسبت به یکدیگر بی‌تفاوت می‌شوند. از چنین افرادی جز بی‌تفاوتی و نادیده گرفتن خوبی‌های دیگران و تلاش برای تصاحب نعمات مادی و درجات دنیوی انتظار دیگری نمی‌رود.

۲- بی تفاوتی بر اثر حب دنیا:

هرگاه دنیا اصل و آخرت فرع قرار بگیرد، دنیا طلبی و مال دوستی، نشاط روح و آرامش جان انسان را از بین می‌برد و باعث می‌شود انسان نسبت به هم نوع خود بی‌تفاوت شود.

۳ – بی تفاوتی بر اثر خودخواهی:

انسانها معمولا بیشتر علاقه به رفاه خود و عزیزانشان دارند و در این‌ راستا تلاش و کوشش می‌کنند؛ اما بدون در نظر گرفتن رفاه و آسایش سایر افراد جامعه و این از اصلی ترین ریشه‌های بی‌تفاوتی در جامعه می‌باشد. وقتی تمام اندیشه انسان، حول محور خودش باشد؛ چشمش فقط بدنبال رفاه و آسایش و ترقی و پیشرفت خود می‌باشد و بر همین اساس در برابر آسایش و رفاه دیگران بی‌تفاوت است.

۴ – بی تفاوتی بر اثر حرص و طمع:

انسان طماع و زیاده طلب، سیری ناپذیر است، آرزوهای دراز و خواسته‌های فراوان دارد و دوستی‌ها و دشمنی هایش بخاطر ارضای این صفت ناپسند است. اگر طمع بر انسان غالب شود مرزهای حلال و حرام از بین می‌رود.
چنین کسی به هیچ کس جز خودش توجه ندارد و نسبت به دیگران بی‌تفاوت است نه از روی اخلاص مهربانی می‌کند و نه اهل ترحم و بخشش است.

۵- بی تفاوتی در اثر کینه و دشمنی:

وقتی دنیا هدف قرار بگیرد؛ کینه و دشمنی نیز بر پایه مسائل دنیایی و خواسته‌ها و انتظارات نفسانی افراد از یکدیگر شکل می‌گیرد. اگر دیگران همه جوره انتظارات او را برآورده کردند و بدون در نظر گرفتن حق یا باطل بودن خواسته‌هایش همه جوره در خدمتش بودند دوستی اش با آنها پابرجا خواهد ماند. در غیر اینصورت با مشاهده کمترین کوتاهی و ناملایمتی از طرف دیگران همه دوستی ظاهریش تبدیل به دشمنی شده و نسبت به آنها بی‌تفاوت می‌شود که نتیجه این دشمنی‌ها قضاوت‌های سریع و نابجا، خوشحال نشدن از پیشرفت و ترقی دیگران، بزرگ کردن عیوب و اشکالات آنها و نادیده گرفتن خوبی‌ها و کمالاتشان می‌باشد تا بدین وسیله، دیگری را در موضع عجز و ضعف بکشاند و کینه و بغض درونی خود را ارضاء نماید.

۶- بی تفاوتی بر اثر حسادت:

بی‌تفاوتی اکثر انسانها در برابر خوبی‌ها، کمالات و نعماتی که دیگران دارا هستند ریشه در حسادت آنها دارد. اگر حسد شدت یابد کار از این بدتر هم می‌شود یعنی انسان علاوه بر بی‌تفاوتی سعی در کوچک نمودن و مسخره کردن دیگران می‌کند با بیانی مغرضانه آن خوبی را بدی و آن نعمت را نقمت جلوه می‌دهد. نمونه های این رفتارها فراوان است.
مثلا وقتی کسی از دیگری تعریف کرد، محبتی به او نمود، نعمت و خیری به او رساند و… بجای خوشحال شدن و تشویق او در این رفتار انسانی نسبت به عملش بغض و کینه به دل می‌گیرد و حتی گاهی مخالفت با رسیدن خیر به دیگری را علنا اعلام می‌نماید یا اینکه با بیان عیوب و اشکالات وی سعی می‌کند وجهه ظاهری او را خراب کند تا به خیال باطل خود مانع رسیدن نعمت به او شود.

۷- بی‌تفاوتی بر اثر غرور و تکبر:

یکی دیگر از عواملی که موجب بی‌تفاوتی در برابر خوبی‌های دیگران و حتی گاه لجبازی و بحث و مجادله با آنها می‌شود، غرور و تکبر است. کسی که خود را از دیگری یا دیگران برتر می‌پندارد و دیگران را شایسته نعمات و کمالات نمی‌داند در برابر خیراتی که به آنها می‌رسد یا بی‌تفاوت رد می‌شود یا اینکه با بیان کمالات خود و نقایص آنها شأنشان را پایین می‌آورد و نعمت را برایشان تلخ و دردآور می‌کند.
گاهی برای اثبات برتری خود، کارهای خیر و صفات نیک دیگران را زیر سؤال می‌برد. تا جایی که در این مقام از هرگونه بدرفتاری و بحث و مجادله ای چشم پوشی نمی‌کند.

۸- بی تفاوتی بر اثر بخل:

شخص مال دوستی که به جای توکل به خدا، تکیه و امیدش به مال دنیاست با تمام توانش سعی می‌کند مالش را حفظ و نگهداری کند و از هر اتفاقی که ممکن است برایش زیان مالی داشته باشد، دوری می‌گزیند. بخاطر بخلش پیگیر مشکلات و گرفتاری‌های دیگران نمی‌شود تا مبادا مجبور شود در این راه مقداری از مالش را هزینه کند. مثلا دوستش به او کمکی کرده اما موقع گرفتاری دوستش از ترس از دست دادن مالش نسبت به او بی‌تفاوت می‌شود.

۹- بی تفاوتی بر اثر دوست نداشتن:

دوست داشتن و علاقه به دیگران از اصلی ترین عوامل توجه و محبت به آنهاست. کسی که دوستدار دیگری باشد در هر حالی به او توجه دارد. جویای احوالش است. از بیماریش رنج می‌کشد و برای شفایش دعا می‌کند. در مشکلات و گرفتاریها به او کمک می‌کند. از پیشرفت‌ها و موفقیت هایش خوشحال می‌شود و … .
حال اگر دیگری را دوست نداشته باشد نسبت به تمام احوالات او بی‌تفاوت است. نه جویای احوالش می‌شود، نه برایش دعای خیری می‌کند، نه در موفقیت هایش خوشحال می‌شود.

۱۰- بی تفاوتی بر اثر فراموشی:

گاهی ریشه بی‌تفاوتی مشغله ذهنی و فراموشکاری افراد است. اینکه فرد، دیگری را دوست دارد و هیچ یک از غرایض نفسانی بیان شده را نیز ندارد. درستی کار و خیرات و کمالات دیگری را باور دارد و در دل نیز نسبت به این موضوع خوشحال است اما بخاطر مشغله زیاد و درگیری ذهنی رفتار صحیح از خود نشان نمی‌دهد مثلا فراموش می‌کند که در برابر خدمتی که دیگری به او کرده و مشکلی که حل نموده از او تشکر و قدردانی نماید.

۱۱- بی تفاوتی بر اثر جهل و نادانی:

انسان جاهل رفتارش نابجا و کلامش نسنجیده است. گاهی علت بی‌تفاوتی بعضی‌ها عدم آگاهی و جهل شان نسبت به رفتار درست می‌باشد مثلا شخص نمی‌داند که باید در برابر خدمات، کمک‌ها و محبت‌های دیگران از آنها تشکر و قدردانی
نماید و …

پایان

اشتراک گذاری مطلب:
Email this to someone
email
Tweet about this on Twitter
Twitter
Share on LinkedIn
Linkedin

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 × 2 =

۱۸ دیدگاه‌

  1. ناشناس گفت:

    بسیار دقیق و کامل، خیلی ممنون

  2. ناشناس گفت:

    خیلی زیبا ودلنشنین بود
    تشکر از لطفتون

  3. ناشناس گفت:

    سپاسگزارم

  4. ناشناس گفت:

    ممنون از زحمات شما. التماس دعا

  5. ناشناس گفت:

    واقعا عالی وکامل توضیح دادید سپاسگذاریم

  6. ناشناس گفت:

    باتشکر فراوان

  7. ناشناس گفت:

    خیلی عالمانه وحکیمانه تشریح کردید
    احسنت

  8. ناشناس گفت:

    احسنت. خیلی ممنون که ابعاد مختلف بی تفاوتی را به این راحتی بیان فرمودید. خدا یار و یاور تان باشد.