احادیث توحید و خداشناسی

احادیث توحید و خداشناسی

رسول خدا صل الله علیه و آله:
قالَ موسى: یا ربِّ، أ قَریبٌ أنتَ فَاُناجِیَکَ أمْ بَعیدٌ فَاُنادِیَکَ؟ فإنّی اُحِسُّ صَوتَکَ و لا أراکَ، فأَینَ أنتَ؟ فقالَ اللّهُ: أنا خَلفَکَ و أمامَکَ و عَن یمینِکَ و عَن شِمالِکَ. یا موسى، أنا جَلِیسُ عَبدِی حینَ یَذکُرُنی، و أنا مَعَهُ إذا دَعانِی.
موسى عرض کرد: پروردگارا! آیا تو نزدیکى تا با تو نجوا کنم؟ یا دورى که آوازت دهم؟ زیرا صدایت را حس می‌کنم اما تو را نمی‌بینم، تو کجایى؟ خداوند فرمود: من پشت سر تو و رو به روى تو و طرف راست و چپ تو هستم. اى موسى! من همنشین بنده خود هستم، آن گاه که مرا یاد می‌کند و با او هستم، هرگاه که مرا می‌خواند.
(کنز العمّال : ۱۸۷۱)


امام صادق علیه السلام:
ـ لَمّا سُئلَ عَنِ العِشقِ ـ : قُلوبٌ خَلَت من ذِکرِاللّهِ فأذاقَها اللّه ُ حُبَّ غَیرِهِ.
ـ در پاسخ به سؤال از عشق ـ فرمود: دلهایى از یاد خدا تهى می‌گردد و خداوند محبت غیر خود را به آنها می‌چشاند.
(الأمالی للصدوق: ۷۶۵/۱۰۲۹)


رسول خدا صل الله علیه و آله:
قولُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ إِذْ کانَ الْغالِبُ عَلَى الْعَبْدِ الاِشْتِغالُ بى، جَعَلْتُ بُغْیَتَهُوَلَذَّتَهُ فى ذِکْرى فَإذا جَعَلْتُ بُغْیَتَهُ وَلَذَّتَهُ فى ذِکْرى عَشَقَنى وَعَشَقْتُهُ فَإِذا عَشَقَنی وَعَشَقْتُهُ رَفَعْتُ الْحِجابَ فیما بَیْنى وَبَیْنَهُ وَصَیَّرْتُ ذلِکَ تَغالُبا عَلَیْهِ لایَسْهو إِذا سَهَا النّاسُ اُولئِکَ کَلامُهُمْ کَلامُ الأنْبیاءِ اُولئِکَ الأبْطالُ حَقّا.
خداى عزوجل می‌فرماید: هرگاه یاد من بر بنده ام غالب شود، خواهش و خوشى او رادر یاد خود قرار دهم و چون خواهش و خوشى او را در یاد خود قرار دهم عاشق من شود و من نیز عاشق او گردم و چون عاشق یکدیگر شدیم حجاب میان خود و او را بر دارم وعشق خود را بر جان او چیره گردانم، چندان که مانند مردم دچار سهو و غفلت نمی‌شود، سخن اینان سخن پیامبران است، اینان براستى قهرمانند
(کنزالعمال، ح۱۸۷۲)


امام باقر علیه السلام:
إنَّ اللّهَ تبارکَ و تعالى الحلیمُ العلیمُ إنّما غَضَبُهُ على مَن لم یَقبَلْ مِنهُ رِضاهُ، و إنّما یَمنَعُ مَن لَم یَقبَلْ مِنهُ عَطاهُ، و إنّما یُضِلُّ مَن لَم یَقبَلْ مِنهُ هُداهُ ··· کَتَبَ على نَفسِهِ الرحمَهَ، فَسَبَقَتْ قَبلَ الغَضَبِ فَتَمَّتْ صِدقا و عَدلاً.
همانا خداوند تبارک و تعالى بردبار و داناست. خشمش، در حقیقت، بر کسى است که خشنودى او را پذیرا نباشد و از کسى دریغ می‌دارد که پذیراى عطاى او نباشد و کسى را گمراه می‌کند که هدایت او را نپذیرد . . . خداوند رحمت را بر خود واجب کرده است؛ پس رحمتِ او بر غضبش پیشى گرفت و به راستى و عدالت به پایان رسید.
(الکافی: ۸/۵۲/۱۶)


امام باقر علیه السلام:
ما بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ اِلاّ قِلَّهُ الْعَقْلِ. قیلَ: وَ کَیْفَ ذلِکَ یَابْنَ رَسولِ اللّهِ؟ قالَ: اِنَّ الْعَبْدَ یَعْمَلُ الْعَمَلَ الَّذى هُوَ لِلّهِ رِضا فَیُریدُ بِهِ غَیْرَ اللّهِ فَلَو اَنَّهُ اَخْلَصَ لِلّهِ لَجاءَ هُالَّذى یُریدُ فى اَسْرَعَ مِنْ ذلِکَ.
میان حق و باطل جز کم عقلى فاصله نیست. عرض شد: چگونه، اى فرزند رسول خدا؟ فرمودند: انسان کارى را که موجب رضاى خداست براى غیر خدا انجام می‌دهد، درصورتى که اگر آن را خالص براى رضاى خدا انجام می‌داد، زودتر به هدف خود می‌رسید تا براى غیر خدا.
(محاسن، ج ۱، ص ۲۵۴، ح ۲۸۰)


امام زین العابدین علیه السلام:
إنّی أکرَهُ أن أعبُدَ اللّهَ و لا غَرَضَ لی إلاّ ثَوابُهُ، فأکونَ کالعَبدِ الطَّمِعِ المُطَمَّعِ؛ إن طَمِعَ عَمِل و إلاّ لَم یَعمَلْ، و أکرَهُ أن (لا) أعبُدَهُ إلاّ لِخَوفِ عِقابِهِ، فأکونَ کالعَبدِ السُّوءِ؛ إن لَم یَخَفْ لَم یَعمَلْ. قیلَ ; فِلمَ تَعبُدُهُ؟ قالَ: لِما هُو أهلُهُ بِأیادِیهِ علَیَّ و إنعامِهِ.
خوش ندارم که خدا را عبادت کنم و از آن هدفى نداشته باشم جز [رسیدن به] پاداش او؛ زیرا در این صورت مانند برده طمع کارم که اگر به چیزى چشم داشته باشد کار می‌کند و گرنه کار نمی‌کند. همچنین خوش ندارم خدا را فقط به سبب ترس از کیفر او عبادت کنم؛ چه در این حال همچون بنده نابکارى خواهم بود که اگر نترسد، کار نمی‌کند. عرض شد: پس، براى چه خدا را عبادت می‌کنى؟ فرمود: زیرا او به سبب الطاف و نعمتهایش به من، سزاوار عبادت است.
(بحار الأنوار: ۷۰/۲۱۰/۳۳)


امام علی علیه السلام:
فـَاِنَّ اللّهَ سـُبْحانَهُ لَمْ یَخْلُقْکُمْ عَبَثاً وَ لَمْ یَتْرُکْکُمْ سُدًى، وَ لَمْ یَدَعْکُمْ فى جَهالَهٍ وَ لا عَمىً. قـَدْ سـَمَّىَّ ءَاثـارَکـُمْ وَ عـَلِمَ اَعـْمـالَکـُمْ وَ کـَتـَبَ ءاجـالَکُمْ وَ اَنْزَلَ عَلَیْکُمُ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَىْءٍ.
خداوند سبحان شما را پوچ نیافریده است و بى هدف رهایتان نکرده، و در نادانى و نابینایى، بـه خویشتنتان وا ننهاده است. تمامى آثار وجودیتان را با نام و نشانى مشخص ضبط کرده، به اعمالتان آگاه است و اجل هاتان را رقم زده است. شما را کتابى فرو فرستاده که روشنگر همه چیز است.
(نهج البلاغه، خطبه ۸۶)


امام علی علیه السلام:
ذِکرُ اللّه ِ تُستَنجَحُ بِهِ الاُمورُ و تَستَنیرُ بهِ السَّرائرُ.
یاد خدا موجب موفقیت در کارها و روشنایى درونها می‌شود.
(غرر الحکم: ۵۱۶۸)


امام علی علیه السلام:
جاءَ رجلٌ إلى أمیرِ المؤمنینَ علیه السلام فقال: إنّی دَعَوتُ اللّه َ فلَم أرَ الإجابهَ! فقالَ: لقد وَصَفتَ اللّهَ بغیرِ صِفاتِهِ، و إنَّ للدُّعاءِ أربعَ خصالٍ: إخلاصُ السَّریرهِ، و إحضارُ النِّیّهِ، و مَعرفهُ الوسیلهِ، و الإنصافُ فی المسألهِ، فهل دَعَوتَ و أنتَ عارفٌ بهذهِ الأربعهِ؟ قالَ: لا ، قالَ: فاعرِفْهُنَّ.
مردى خدمت امیر المؤمنین علیه السلام آمد و عرض کرد: من خدا را می‌خوانم ولى اجابتى نمی‌بینم؟ حضرت فرمود: چون تو خدا را با صفاتى جز صفات او وصف می‌کنى (می‌خوانى). همانا دعا را چهار خصلت باشد: اخلاص باطنى ، حضور نیّت (قلب)، شناخت وسیله، و انصاف داشتن در خواسته. آیا تو با آگاهى از این چهار نکته دعا می‌کنى؟ عرض کرد: خیر. حضرت فرمود: پس، آنها را بشناس [و با توجه به این چهار نکته دعا کن].
(تنبیه الخواطر : ۱/۳۰۲)


امام علی علیه السلام:
دَوامُ الذِکرِ یُنیرُ القلبَ و الفِکرَ.
مداومت بر یاد خدا دل و اندیشه را روشن می‌کند.
(غرر الحکم : ۵۱۴۴)


رسول خدا صل الله علیه و آله:
قولُ اللّهُ تَعالى: إذا کانَ الغالِبُ عَلى عَبدِیَ الاِشتِغالَ بی جَعَلتُ نَعیمَهُ ولَذَّتَهُ فی ذِکری، فَإِذا جَعَلتُ نَعیمَهُ ولَذَّتَهُ فی ذِکری عَشِقَنی وعَشِقتُهُ، فَإِذا عَشِقَنی وعَشِقتُهُ رَفَعتُ الحِجابَ فیما بَینی وبَینَهُ، وصِرتُ مَعالِمَ بَینَ عَینَیهِ، لا یَسهو إذا سَهَا النّاسُ، اُولئِکَ کَلامُهُم کَلامُ الأَنبِیاءِ، اُولئِکَ الأَبطالُ حَقّا، اُولئِکَ الَّذینَ إذا أرَدتُ بِأَهلِ الأَرضِ عُقوبَهً وعَذابا ذَکَرتُهُم فَصَرَفتُ ذلِکَ عَنهُم.
خداوند متعال می‌فرماید: هرگاه اشتغال به [یاد] من بر بنده‌ام چیره گردد، خوشى و لذّتش را در یادکرد خودم قرار می‌دهم. پس چون خوشى و لذّتش را در یادکردِ خودم قرار دادم، با من عشق می‌ورزد و من با او عشق می‌ورزم. پس چون با من عشق ورزید و من با او عشق ورزیدم، حجاب میان خود و او را بر می‌دارم و خود، نشانه‌هاى برابر چشمانش می‌شوم. در نتیجه، چون مردم دچار فراموشى و خطا شوند، او دچار فراموشى و خطا نمی‌گردد. آنان، سخنشان سخن پیامبران است. آنان، قهرمانان حقیقی‌اند. این کسان هستند که هرگاه بخواهم زمینیان را کیفر یا عذابى دهم، به یادشان می‌افتم و در نتیجه، عذاب و کیفر را از زمینیان برطرف می‌کنم.
(حلیه الأولیاء: ۶ / ۱۶۵)
(کنز العمّال: ۱ / ۴۳۳ / ۱۸۷۲)


رسول خدا صل الله علیه و آله:
مَن عَرَفَ اللّهَ وعَظَّمَهُ مَنَعَ فاهُ مِنَ الکَلامِ وبَطنَهُ مِنَ الطَّعامِ، وعَنّى نَفسَهُ بِالصِّیامِ والقِیامِ.
هر که خدا را شناخت و به عظمتش پى برد، دهان خویش را از گفتار [بیهوده] و معده‌اش را از خوراک [زیادى و حرام] نگه داشت و با روزه و شب زنده دارى جان خود را پاک کرد.
(الأمالی للصدوق : ۶۴۷/۸۷۸)


رسول خدا صل الله علیه و آله:
ناجى داودُ رَبَّهُ فَقالَ : إلهی ، لِکُلِّ مَلِکٍ خِزانَهٌ فَأَینَ خِزانَتُکَ؟ قالَ جَلَّ جَلالُهُ : لی خِزانَهٌ أعظَمُ مِنَ العَرشِ ، وأوسَعُ مِنَ الکُرسِیِّ ، وأطیَبُ مِنَ الجَنَّهِ ، وأزیَنُ مِنَ المَلَکوتِ ؛ أرضُهَا المَعرِفَهُ ، وسَماؤُهَا الإِیمانُ ، وشَمسُهَا الشَّوقُ ، وقَمَرُهَا المَحَبَّهُ ، ونُجومُهَا الخَواطِرُ ، وسَحابُهَا العَقلُ ، ومَطَرُهَا الرَّحمَهُ ، وأشجارُهَا الطّاعَهُ ، وثَمَرُهَا الحِکمَهُ . ولَها أربَعَهُ أبوابٍ : العِلمُ وَالحِلمُ وَالصَّبرُ وَالرِّضا ، ألا وهِیَ القَلبُ.
داوود علیه السلام با پروردگارش مناجات کرد و گفت: بارالها! هر پادشاهى را خزانه‌اى است. پس خزانه تو کجاست؟ خداوند عز و جل، فرمود : «مرا خزانه اى است بزرگ تر از عرش، گسترده تر از کرسى، خوش بوتر از بهشت و آراسته تر از ملکوت. زمینِ آن، معرفت است، آسمانش ایمان، خورشیدش شوق، ماهتابش دوستى، ستارگانش دل‌ها، ابرش خِرد، بارانش رحمت، درختانش طاعت و میوه‌اش حکمت. آن را چهار در است: دانش، بردبارى، شکیبایى و خشنودى. باخبر باش که این خزانه، همان قلب است.
(عوالی اللآلی: ۱ / ۲۴۹ / ۶)
(بحار الأنوار : ۷۰ / ۵۹)


امام صادق علیه السلام:
ما خَلَقتُ خَلْقا أحَبَّ إلَیَّ مِن عَبدیَ المؤمنِ ، فإنّی إنّما أبْتَلِیهِ لِمَا هُو خَیرٌ لَهُ، و اُعافِیهِ لِما هُو خیرٌ لَهُ، و أزْوِی عَنهُ لِما هُو خَیرٌ لَهُ، و أنا أعلَمُ بما یَصلُحُ علَیهِ عبدی، فلْیَصْبِرْ على بلائی، و لْیَشکُرْ نَعْمائی، و لْیَرْضَ بقَضائی، أکتُبْهُ فی الصِّدِّیقینَ عِندی.
از جمله چیزهایى که خداوند متعال به موسى علیه السلام وحى کرد، این بود که: آفریده‌اى نیافریده‌ام که نزد من محبوب تر از بنده مؤمنم باشد. او را مبتلا می‌سازم چون برایش بهتر است؛ به او عافیت می‌بخشم چون برایش بهتر است، از او می‌گیرم و محرومش می‌سازم چون برایش بهتر است. من بهتر می‌دانم که چه چیز بنده مرا اصلاح می‌کند؛ پس باید که بر بلاى من صبور باشد و از نعمتهایم سپاسگزار و از حکم و قضاى من خشنود تا او را در شمار بندگان صدّیق خود بنویسم.
(بحار الأنوار : ۷۲/۳۳۱/۱۴)


امام صادق علیه السلام:
لَو یَعلَمُ النّاسُ ما فی فَضلِ مَعرِفهِ اللّه ِ عز و جل ما مَدّوا أعیُنَهُم إلى ما مَتَّعَ اللّه ُ بِهِ الأعداءَ مِن زَهرَهِ الحَیاهِ الدُّنیا ونَعیمِها ، وکانَت دُنیاهُم أقَل عِندَهُم مِمّا یَطَؤونَهُ بِأرجُلِهِم ، ولَنَعِموا بِمَعرِفَهِ اللّه ِ جَلَّ وعَزَّ ، وتَلَذَّذوا بِها تَلَذُّذَ مَن لَم یَزَل فی رَوضاتِ الجِنانِ مَعَ أولِیاءِ اللّه ِ . إنَّ مَعرِفَهَ اللّه ِ عز و جل آنِسٌ مِن کُلِّ وَحشَهٍ ، وصاحِبٌ مِن کُلِّ وَحدَهٍ ، ونورٌ مِن کُلِّ ظُلمَهٍ ، وقُوَّهٌ مِن کُلِّ ضَعفٍ ، وشِفاءٌ مِن کُلِّ سُقمٍ.
اگر مردم از فضیلت شناختِ خداى عز و جل باخبر مى شدند ، به نعمت ها و خوشى هاى زندگى دنیوى که خداوند ، دشمنان را از آن برخوردار ساخته است ، چشم نمى دوختند و دنیایشان از آنچه با گام هایشان بر آن پاى مى نهند نیز کمتر مى شد و با نعمت معرفت خدا عز و جل متنعّم مى شدند و از آن ، لذّت مى بردند ؛ لذّت بردنِ کسى که همواره در باغ هاى بهشت ، در کنار اولیاى خداست! در حقیقت ، شناخت خدا ، مونسى در برابر هر بى کسى ، همدمى در برابر هر تنهایى ، نورى در برابر هر تاریکى ، نیرویى در برابر هر ناتوانى ، و درمانى براى هر بیمارى است!
(الکافی : ۸ / ۲۴۷ / ۳۴۷ عن جمیل بن درّاج)

اشتراک گذاری مطلب:
Email this to someone
email
Tweet about this on Twitter
Twitter
Share on LinkedIn
Linkedin

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 × سه =

۱۰ دیدگاه‌

  1. ناشناس گفت:

    بسیار عالی

  2. ناشناس گفت:

    بسیار احادیث زیبا و به جایی بودنند ممنونم

  3. ناشناس گفت:

    عالی بود خیلی متشکرم

  4. ناشناس گفت:

    بسیار زیبا، خیلی ممنونم

  5. ناشناس گفت:

    بسیار عالی
    احسنت احسنت
    خداوند حفظتون کنه